اطلاعات فیلم A dangerous method :

 

نام فیلم: یک روش خطرناک A dangerous method (2011)

ژانر: تاریخی، درام

مدت زمان:  99 دقیقه

کارگردان: David Cronenberg

محصول کشور: انگلستان، آلمان، کانادا، سوئیس، آمریکا

بازیگران: Keira Knightley, Viggo Mortensen, Michael Fassbender, Vincent Cassel

10/ 6/4

خلاصه فیلم: یک روش خطرناک فیلمی تاریخی به کارگردانی دیوید کراننبرگ و با حضور بازیگرانی همچون کیرا نایتلی، ویگو مورتنسن، مایکل فاسبندر و ونسان کسل است.

فیلم بر اساس یک داستان واقعی ساخته و پرداخته شده است و داستان آن در زمان جنگ جهانی اول اتفاق می افتد و نگاهی دارد به رابطه تیره میان «کارل گوستاو یونگ» و «زیگموند فروید» و مناقشه ای که میان آن دو وجود دارد…

 

درباره منتقد:

 

دکتر یوجین تیلور، دارای مدرک کارشناسی و کارشناسی ارشد روانشناسی تجربی و مطالعات آسیایی در دانشگاه Southern Methodist و مدرک دکترا در تاریخ و فلسفه روانشناسی از دانشگاه Proffessors Program در بوستون است که در آن جا همراه با زیگموند کخ به تحصیل مشغول بوده است.

او مدیر دانشکده تحصیلات تکمیلی Sayboork است و در دپارتمان روانپزشکی دانشکده پزشکی هاروارد سخنرانی هایی داشته است.

او همچنین بنیان گزار و مؤسس  بخش روانشناسی و مذهب انستیتو کمبریج است.

 

درباره فیلم A dangerous method :

 

فیلم یک روش خطرناک، یک فیلم بسیار سرگرم کننده و خوش ساخت است که هر فردی که علاقه به روان و داستان های تاریخی و داستان هایی در مورد روان داشته باشد باید آن را ببیند.

با این که فیلم بر اساس یک داستان واقعی ساخته شده است اما دقیقاً واقعیت چیزی نیست که توسط فیلم به نمایش در آمده است.

 داستان در مورد یک بیمار روانشناختی به نام سابینا اسپیلرین است که بعدها به پزشک و محقق برجسته ای تبدیل شد.

وی اولین بار در سال 1904 توسط کارل یونگ در بیمارستان روانشناختی  Burgholzli  زوریخ با استفاده از روش روانکاوی مورد تحلیل قرار گرفت.

هنگامی که تحلیل او توسط یونگ پایان یافت، در سال 1905 وارد دانشکده پزشکی شد.

او پس از به پایان رساندن تحصیلاتش، به وین مهاجرت کرد و در حالی توسط فروید مورد تحلیل قرار گرفت که درگیر نظریه های یونگ و فروید بود.

این فیلم توسط کمپانی Sony Pictures و به کارگردانی دیوید کراننبرگ ( شباهت ماکل، 1988؛ ناهار عریان، 1991؛ سابقه خشونت، 2005؛ و قول های شرقی، 2007) و با بازی ستارگانی چون ویگو مورتنسن در نقش فروید، مایکل فسبندر در نقش یونگ و کیرا نایتلی در نقش سابینا تهیه شده است.

این فیلم، اثری باشکوه، وزین و در یک یا دو مورد غیر موجه است و هسته اصلی آن روشی است که ظاهراً  سابینا به ایجاد نظریه های اولیه یونگ و فروید هم به عنوان بیمار و هم به عنوان فردی معتمد، بخصوص در زمینه انتقال کمک می کند.

طبق نظر فروید انتقال، احساس محبت یا نفرتی است که روی درمانگر فرافکنی می شود و از روابط تحریف شده با والدین بیمار ناشی می شود که نیاز به اصلاح دارد، در حالی که انتقال متقابل در مورد احساساتی است که از جانب درمانگر نسبت به بیمار وجود دارد و از رابطه ادیپال حل نشده او با والدینش سرچشمه میگیرد.

بر اساس این فیلم، فروید در سال 1905 در مورد انتقال مطالبی نوشته است ولی به این دلیل که از دزدیده شدن جنبه های تکنیکش توسط سایر نویسندگان جلوگیری کند، به جزئیات آن نپرداخته است.

یونگ تنها توانست از بیانات کلی فروید آگاه شود و ورای آن، بر عهده خودش بود که چگونگی استفاده از این نظریه در درمان نوروزهای جنسی را تفسیر نماید.

اما آیا آن زمان یونگ صحبت های فروید را این گونه تعبیر کرد که درمانگر مجاز به همخوابی با بیمار است؟

این اعتقادی بود که در فیلم به وسیله یکی از بیماران به نام اوتو گراس که انحراف جنسی داشت و خود تحلیلگر مشتاقی بود و فروید او را برای تحلیل نزد یونگ فرستاده بود تقویت شد.

در این فیلم  همه بحث های فلسفی یونگ با گراس در مورد روابط جنسی گراس با بیماران و کارمندان بود و او اصرار زیادی داشت که یونگ باید با سابینا رابطه برقرار کند.

در همین حین، سابینا به علت تکانه های سیری ناپذیرش، از یونگ دعوت می کند تا هر زمان که خواست او را در آپارتمانش ملاقات نماید.

یونگ مردد می شود و با وجدانش در کشمکش است، زیرا در تمامی این سال ها حرمت ازدواج خود را نگاه داشته است.

اما فیلم نشان می دهد که در یک نیمه شب، پشت در خانه سابینا ظاهر می شود.

آن ها یکدیگر را در آغوش می گیرند و در حالی که سابینا تا آن شب باکره بوده با یکدیگر رابطه جنسی برقرار می کنند.

یکی از اصلی ترین شکایات سابینا سوء استفاده جنسی در دوران کودکی توسط پدرش بود.

او سابینا را دائماً به اتاق کوچکی می فرستاد و او را برهنه کرده و سپس در حالی که اندام تناسلی اش را لمس می کرده او را با کمربند تنبیه می کرده است.

بزرگترین تعارض سابینا وحشت بسیار شدیدش از این واقعه بود، اما در اتاق درمان اعتراف کرد که ضربه های تازیانه در سنین بزرگسالی باعث تحریک شدید وی می شود.

بعدا در صحنه دیگری از فیلم و در ادامه درمان، سابینا نیمه برهنه را می بینیم که  یونگ در حرکتی سادومازوخیسمی ( آزارگری- آزارخواهی) مانند آن چه که در دوران کودکی اش رخ می داد، به او تازیانه می زند.

صحنه هایی از  دوران تاریخی زوریخ و وین، صحنه های خاص دریاچه زوریخ، با طراحی لباس فوق العاده و هنر فیلمبرداری زیبا که همه سعی در جلب توجه بینندگان دارند، تا تعارض های درونی سابینا به عنوان بیمار در تیمارستان که توسط روش های روانکاوانه جدید حل می شود در این فیلم به تصویر کشیده شده است.

از نظر مورخین، بیشتر پس زمینه فیلم واقعی است.

بخش هایی از نظریه مطرح شده به طور شگفت آوری دقیق هستند.

از آن جایی که روانکاوی ” درمان با گفتار” نامیده می شد، صحبت های زیادی، بخصوص میان فروید و یونگ مطرح می شود.

این تعاملات در فیلم به ویژه برای روانکاوان جذاب خواهد بود.

مشکل این است که هیچ گونه شواهدی مبنی بر این که صحنه های مربوط به رابطه جنسی در فیلم واقعا رخ داده باشد وجود ندارد.

ما فقط  از هذیان های سابینا در مورد عشق میان او و یونگ اطلاع داریم.

کراننبرگ پس از اکران فیلم متوجه شد که اظهاراتی که  اغلب در مورد صمیمیت و بخش های شهوانی فیلم بوده ، ” خیال پردازانه”  است و موجب شده که از اعتبار فیلم کاسته شود.

در حقیقت، بر اساس تحقیقاتی که در مورد یونگ صورت گرفته است، هیچ مدرک قطعی در این مورد وجود ندارد که یونگ با بیمارانش یا زن دیگری به جز همسرش رابطه جنسی برقرار کرده باشد، مگر در مورد تونی ولف (S. Shamdasani, February 1, 2012, personal communication).

با این وجود، این موضوع ادعا شده مخالف نظر نویسندگانی مانند مک لین (1997) است.

این فیلم فقط روابط اولیه بین فروید و یونگ را شامل می شود و عمدتاً دوران اوج فروید و شاگردی یونگ را به تصویر می کشد.

ترکیب نمادهای دگرگونی در سال 1912 توسط یونگ، منجر به رد نظریه فروید و به هم خوردن رابطه آن ها در سال 1913 شد.

در واقع اندکی پس از قطع رابطه آن ها، یونگ سمت خود در دانشگاه زوریخ را رها کرد، اگرچه او به طور خصوصی بیماران را ویزیت می کرد و سپس وارد موضوع ناخودآگاه فردی و ناخودآگاه جمعی شد.

هنری النبرگر، مورخ روانپزشک وجودگرا (1970) بعدها این دوره طولانی را ” بیماری سازنده” نامید.

نتیجه آن کتاب سرخ Liber Novus (یونگ، 2009) بود.

این داستانی است که در کتابی با جلد قرمز چرمی بزرگ قرار دارد و یونگ آن را با خط خودش و حروف آلمانی قدیمی نوشته است و این نوشته ها با نقاشی های خارق العاده یونگ کامل شده است.

او سفری درونی و چندین ساله برای بررسی روح خود داشته است که آن را در سالهایی که با فروید بوده از دست داده است.

یونگ نه تنها روح خود را پیدا کرد، بلکه همچنین طرحی یافت که تمام کارهای بعدی او در زندگی را تعریف می کند.

مبارزاتی که یونگ انجام داد، سفری ضروری بود که منجر به بازگرداندن سلامتی بیماران و باعث به تحقق پیوستن بالاترین پتانسیل  معنوی آن ها که یونگ آن را “تفرد” می نامد شد.

کتاب سرخ یونگ تا زمانی که یک نسخه رونوشت به طور همزمان ترجمه شد و توسط Sonu Shamdasani ویرایش شده و در سال 2009 توسط Norton منتشر شد، حدود 100 سال منتشر نشده باقی ماند.

بیماران فروید عمدتاً زنان وینی بودند که از  ناراحتی های روانشناختی سرپایی رنج می بردند، در حالی که بیماران یونگ اغلب افرادی بودند که به علت بیماری روانشناختی در بیمارستان روانشناختی Burgholzli بستری بودند.

چالش ها برای یونگ عمیق تر بوند زیرا او با لایه های عمیق تر شخصیتی سرو کار داشت که ظاهراً منجر به اختلال در روان شده بودند.

هر دو نماد انتقال و کتاب سرخ به صورت واضحی آشکار می کنند که یونگ روانشناسی پیچیده خود را داشت که مدتها قبل از این که فروید را ببیند در حال مطالعه آن بود و پس از این که او حلقه درونی فروید را ترک کرد، آن چه که انجام داد ربطی به نسخه روان تحلیل گری فروید نداشت.

فیلم از این نظر کاملاً فروید- محور است زیرا پس از آن اشاره خاصی به موفقیت های یونگ در روانشناسی نشده است.

با این وجود، فیلم یک روش خطرناک، به علت تولید با کیفیت، بازی های خوب و سرگرم کننده بودنش ارزش دیدن را دارد.

با این حال یک اخطار در مورد صحت تاریخی روابط جنسی میان یونگ و سابینا در فیلم وجود دارد.

 

مترجم: عاطفه غرقی، روانشناس

 

منابع:

Ellenberger, H. (1970). Discovery of the unconscious. New York, NY: Basic Books

Jung, C. G. (1912). Wandlungen und Symbole der Libido: Beiträge zur Entwicklungsgeschichte des Denkens [Transformations and symbols of the libido Contributions to the developmental history of thought]. Leipzig, Germany: F. Deuticke.

Jung, C. G. (2009). The red book: Liber novus. New York, NY: Norton. PsycINFO →

McLynn, F. (1997). Jung: A biography. New York, NY: St. Martin’s Press

.

نویسنده

دکتر آرش هیربد

دکتر آرش هیربد

من دکتر آرش هیربد دوره پزشکی عمومی را در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان و تخصص روانپزشکی را در دانشگاه شهید بهشتی گذراندم. در بیمارستان آتیه به عنوان روانپزشک و مسئول دفتر سلامت روان مشغول به کار هستم. در کلینیک هیربد به عنوان موسس و مسئول فنی و روانپزشک بزرگسال فعالیت دارم. در زمینه اختلالات خلقی، اضطرابی، وسواس ، اختلالات خواب و… می توانم به شما کمک کنم.

چرا باور داشته باشیم ؟

پایش و سنجش آنلاین نتایج درمان

نوبت دهی آنلاین

آزمون های آنلاین روانشناختی معتبر

امکان مشاوره آنلاین از طریق وب سرویس

ارتباط با درمانگران عضو باور

نسخه دارویی آنلاین و یادآور پیامکی

آزمون های روانشناختی

آخرین مقالات سایت