اطلاعات فیلم آناکارنینا :

نام فیلم:  آنا کارنینا Anna Karenina (2012)

ژانر: درام، عاشقانه

مدت زمان:  129دقیقه

کارگردان: Joe Wright

محصول کشور: بریتانیا

بازیگران: Keira Knightley , Jude Law , Aaron Taylor-Johnson

10/ 6/6

 

خلاصه فیلم  آناکارنینا:

داستان فیلم در اواخر قرن نوزدهم و در طبقه مرفه روسیه اتفاق می افتد. آنا کارنینای اشراف زاده با کنت ورونسکی دولتمرد وارد یک رابطه عاشقانه می شود اما این رابطه عاشقانه دردسرهای فراوانی دارد…

 

 

درباره منتقد:

 

کیت اوتلی روانشناس شناختی است که تحقیقات خود را روی هیجانات و روانشناسی داستان انجام می دهد.

او همچنین نویسنده رمان است.

وی عضو انجمن سلطنتی کانادا و مدیر برنامه علوم شناختی دانشگاه تورنتو است.

آخرین رمان او تاریخ طبیعی (Viking Penguin, 1998)، و آخرین کتاب او هیجانات: یک تاریخچه کوتاه(Blackwell,2004) است.

 

نقد فیلم آناکارنینا :

کتاب آنا کارنینا اثر لئو تولستوی (1877/2000) ممکن است بزرگ ترین رمانی باشد که تا کنون نوشته شده است و مطمئنا تولستوی در آن یکی از مشهورترین جملات را بازگو می کند:” همه خانواده های شاد شبیه هم هستند؛ و هر خانواده ای که شاد نیست، دلیل  منحصر به فرد خود را برای شاد نبودن دارد” (p.1).

داستان از جایی آغاز می شود که رابطه فرازناشویی استیوا آبلونسکی ( این نقش توسط Matthew Macfadyen ایفا می شود) با معلم سرخانه فرزندانش توسط همسرش دالی (Kelly Macdonald) کشف می شود .

استیوا نامه ای به خواهر متاهل خود، آنا (Keira Knightley) می فرستند و از او می خواهد که بیاید و دالی را قانع کند تا او را ببخشد و مشکلاتی که در خانواده به وجود آمده است را مرتفع سازد.

اما زندگی آنا  نیز با پذیرفتن درخواست استیوا و رفتن او به مسکو دچار مشکل می شود.

او به وسیله قطار به سن پترز بورگ میرود ( قطار از نظر تولستوی، نماد مدرنیته است) و در ایستگاه قطار، کنت ورونسکی (Aron Taylor- Johnson) را ملاقات می کند که یک افسر سواره نظام جذاب است.

او به ایستگاه قطار آمده تا مادرش را که او هم از سن پترزبورگ آمده است را ملاقات کند.

چند روز بعد در مجلس رقصی که در آن همه منتظرند تا ورونسکی از خواهر 18 ساله دالی (Alicia Vikander) خواستگاری کند، آنا توجه او را به خود جلب کرده و به زودی با او وارد یک رابطه عاشقانه می شود.

آنا از او باردار شده و پسرش شریوزا  و همسرش الکسی کارنین (Jude Law) را ترک می کند.

همزمان با این رویدادها، داستان موازی وجود دارد که در آن کنستانتین لوین (Domhnall Glesson) که دوست چندین ساله استیوا است، به مسکو می آید و قصد دارد از کیتی خواستگاری کند.

کیتی او را رد می کند چون به ورونسکی علاقه دارد ولی در نیمه های داستان او را می پذیرد.

تولستوی بخشی از زندگی نامه خود را برای شخصیت لوین نوشته است.

او حتی در صحنه ای، لحظات حساس ابراز عشق به همسرش سوفیا را به تصویر می کشد.

درست همانطور که تولستوی از سوفیا می خواهد تا احساسات او  را بر طبق حروف اولیه کلماتی که میخواهد بگوید حدس بزند، در این کتاب و در این فیلم هم لوین از کیتی میخواهد تا چنین کاری را انجام دهد.

هم سوفیا و هم کیتی موفق می شوند و نشانه های صمیمیت در رابطه عاشقانه آن ها پدیدار می شود.

در بخش پایانی فیلم می بینیم که آنا از جانب بیشتر افرادی که می شناسد طرد می شود.

در نتیجه این طرد شدن، آنا دیگر نمی تواند احساسات خود را کنترل کند و این موضوع حتی روی رابطه اش با ورونسکی تاثیر گذاشته و باعث می شود با انداختن خود به زیر قطار اقدام به خودکشی نماید.

این فیلم که به کارگردانی جو رایت و بر اساس فیلمنامه ای از  تام استاپارد ساخته شده،  زیبا و در عین حال شگفت آور است.

فیلم به جای این که صحنه های معمولی از اتاق نشیمن را به نمایش بگذارد، صحنه تئاتری باشکوه و کمی مخروبه ، و در موقعیت هایی نیز صحنه هایی از ایستگاه قطار، اتاق خواب ها و مزارع گندم را به تصویر می کشد.

در این مورد استاپارد که یکی از بهترین نمایشنامه نویسان است، توضیح می دهد که اگر چه بسیاری از اعمال ما ممکن است به نظر خصوصی باشند اما گویی برای دیگران در یک صحنه تئاتر به نمایش در می آیند: تئاتر زندگی عمومی.

در گفتگوها و برداشت هاست که افراد به معانی می رسند که  موجب می شود برای دیگران و خودشان شناخته شوند.

حال این معانی خصوصی تجربه های فردی، چگونه با معانی عمومی تلفیق می شوند؟ آنا کارنینا به دنبال برای پاسخ به این سوال است.

بر اساس گفته زندگی نامه نویس هایی مانند ویلسون  (1988) ما می دانیم که تولستوی نوشتن رمان آنا کارنینا را در سال 1873 آغاز نموده است .

در ابتدا او سرعت بالایی در نوشتن آن داشت اما پس از آن 4 سال طول کشید تا کتاب را به اتمام برساند.

از ابتدا در ذهن تولستوی، تصویر زنی بود که تسلیم رابطه عاشقانه فرازناشویی می شود.

کیتی و لوین در آغاز در این کتاب وجود نداشتند و خیانت زنی به نام آنا – که از نظر تولستوی که فردی اخلاق گرا بود، منزجرکننده بود – (Wilson, p.270) منجر به سقوط او می شود.

اما تولستوی جنبه های دیگری را هم در نظر گرفت.

اگر چه او فردی اخلاق مدار بود اما مانند بیشتر نویسندگان، چندین و چند بار نوشته های خود را ویرایش کرده و تصمیم گرفت تا شخصیت اصلی کتابش را بشناسد و او را درک کند، به نحوی که آنا نیز برخی جنبه های زندگی شخصی تولستوی و روانشناختیات او را به نمایش می گذارد.

همین امر کمک می کند تا آنا کارنینا به یک رمان بسیار عالی و یک تراژدی واقعی تبدیل شود.

اما منظور استاپارد از این که آنا کارنینا به عنوان یک صحنه تئاتر عمومی برای خودش و مخاطبینش است و آنا هدف بحث های عمومی است چیست؟

یک احتمال این است که این موضوع  به مطالعات اروینگ گافمن که در سال 1959 نظریه ای در مورد نمایش زندگی اجتماعی مطرح کرد مربوط باشد.

بر اساس این نظریه هر یک از ما اجرای مخصوص به خودمان را در تئاتر زندگی داریم و واقعیت زندگی، در معنایی است که به صورت گروهی برای یکدیگر و خودمان در این اجراها به تمایش می گذاریم.

برخی از مفسران- برای مثال گلاندر (1970) گافمن را مورد تمسخر قرار دادند زیرا آن ها می گویند که در این مفهوم، او تمایز بین یک انسان معقول که شایستگی اش به واسه اعمالش درک می شود  با فرد حقه بازی که تنها بر اساس ظاهرش شناخته می شود را از بین برده است.

اما این سوء برداشت عمیقی از نظریه گافمن است که  دلالت بر انسان بودن دارد و ما را برای ایجاد جامعه ای مبتنی بر اخلاقیات که اعمال  و نگرش های ما را  به سوی یکدیگر هدایت می کنند سوق می دهد.

سوال مطرح شده توسط این فیلم  که تاثیر یک صحنه تئاتر روی جامعه را نشان می دهد می تواند این باشد: ” در قرن بیست و یکم ما چه نوع جامعه ای، با چه نوع اخلاقیاتی برای خود ساخته ایم؟”.

این تقریبا همان موضوعی است که فیلم استاپارد و جو رایت بر اساس نظریه گافمن، بر اساس آن ساخته شده است؛ زیرا آغاز زمانی که آنا تقریبا با طرد اجتماعی مواجه شد، هنگامی بود که تصمیم گرفت به تئاتر برود که در آن جا در پایان فیلم، در یک دور همی اجتماعی با آن مواجه شدو دوستان و آشنایان آنا به او بی محلی کردند.

البته می توان در مورد رویکرد گافمن مانند  گلاندر (1970) سوالی مطرح کرد و برای از بین بردن تمایز بین صداقت و بدبینی تاسف خورد اما انجام آن از بدبینی خود شخص نشات می گیرد.

باید این موضوع را در نظر بگیریم که گافمن بیان می کند: اگر در مورد نقش ها و روابط مختلفمان فکر کنیم، تا چه حد مشغول هر کدام از آن ها هستیم؟

در این رمان، تولستوی به دقت نشان داده است که چگونه وقتی آن ها برای اولین بار در ایستگاه قطار ملاقات می کنند، هیچ کدام درگیر رفتارهایی که دیگری انجام می دهد نیست .

آنا از ازدواج خود خسته شده است و ورونسکی مادر خود را پس از انجام وظایف خسته کننده اش ملاقات می کند.

در ایستگاه قطار، شکاف میان اعمال آن ها و درگیری هایی که دارند، موجب می شود در موقعیتی قرار گیرند که وارد رابطه ممنوعه ای شوند.

در مقاله ” سرگرمی در بازی ها” که در پاراگراف قبلی ذکر شد، گافمن (1961) این موضوع را شرح می دهد.

او می پرسد که چه چیزی باعث می شود که بازی ها برای ما سرگرم کننده باشند؟

این احتمال وجود دارد که این امر از آسان بودن و درگیر شدن کامل در یک نوع تعامل اجتماعی نشأت بگیرد.

با توجه به این موضوع، گافمن در مورد این امر صحبت می کند که چگونه ممکن است هیجانات صمیمانه در روابط را در مقایسه با تعاملات سطحی تر درک کنیم.

Scheff (2006) استدلال کرد که گافمن اهمیت درک هیجاناتی چون شادی و غم را به عنوان درگیری های عمیق در وجود ما مورد انتقاد قرار داده است.

هم درکتاب و هم در فیلم آناکارنینا، کیتی و لوین در تضاد با آنا و ورونسکی نشان داده شده اند زیرا روایت آن ها پر از مشغولیت با یکدیگر و نیز دوستان و آشنایان و دنیای کاریشان است.

این امر در نهایت منجر به نوع صحیحی از یک رابطه شاد می شود.

حداقل در غرب، شور و شوق جنسی به عنوان یک پارادایم از درگیری کامل در آنچه که انجام می شود به نظر می رسد. با این وجود آیا عشق پیروز می شود؟

این اقتباس از آناکارنینا با استراتژی گافمن این موضوع را در خلال فیلم به سطح آگاهی ما می آورد.

 

مترجم: عاطفه غرقی، روانشناس

 

 

منابع:

 

Goffman, E. (1959). The presentation of self in everyday life. New York, NY: Doubleday.PsycINFO
Goffman, E. (1961). Encounters: Two studies in the sociology of interaction. Indianapo IN: Bobbs-Merrill. PsycINFO
Gouldner, A. (1970). The coming crisis of Western sociology. New York, NY: Basic Books
Scheff, T. J. (2006). Goffman unbound: A new paradigm for social science. Boulder, CO
Paradigm. PsycINFO
Tolstoy, L. (2000). Anna Karenina (R. Pevear & L. Volokhonsky, Trans.). London, England: Penguin. (Original work published 1877)
Wilson, A. N. (1988). Tolstoy. New York, NY: Norton

نویسنده

دکتر آرش هیربد

دکتر آرش هیربد

من دکتر آرش هیربد دوره پزشکی عمومی را در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان و تخصص روانپزشکی را در دانشگاه شهید بهشتی گذراندم. در بیمارستان آتیه به عنوان روانپزشک و مسئول دفتر سلامت روان مشغول به کار هستم. در کلینیک هیربد به عنوان موسس و مسئول فنی و روانپزشک بزرگسال فعالیت دارم. در زمینه اختلالات خلقی، اضطرابی، وسواس ، اختلالات خواب و… می توانم به شما کمک کنم.

چرا باور داشته باشیم ؟

پایش و سنجش آنلاین نتایج درمان

نوبت دهی آنلاین

آزمون های آنلاین روانشناختی معتبر

امکان مشاوره آنلاین از طریق وب سرویس

ارتباط با درمانگران عضو باور

نسخه دارویی آنلاین و یادآور پیامکی

آزمون های روانشناختی

آخرین مقالات سایت