نویسنده : دکتر سمیه معتضدیان

روانپزشک، (دستیار فلوشیپ فوق تخصصی سایکوسوماتیک)

بسیاری از بیماری های جسمی با افسردگی همبودی قابل توجهی دارند. بیماری دیابت، چاقی، سرطان از جمله بیماری هایی هستند که با شیوع بالاتر افسردگی نسبت به جمعیت نرمال همراهند.

زن خیره نگاه کرد و گفت: “پسرم نگذاشت خودم را خلاص کنم. قرص برنج را پیدا کرد، این بار خودم را حلق آویز میکنم” در بخش غدد بستری بود و قندش از کنترل خارج شده بود. اهمیتی نمیداد، که داروهای دیابتش را مصرف کند یا نه. اهمیتی نمیداد که خوب شود یا نه. زندگی کند یا نه. و این حرف ها را که با صدای خسته میزد، دخترش لب ورمیچید و انگار باور نمیکرد که چطور افسردگی می تواند مادر را، که زندگی اش امیدش و تکیه گاهش بوده است، این طور به زانو درآورد.

 

 

بیش از یک ماه بود که در بخش انکولوژی بستری بود. لوتی مسلک و با معرفت. موها و ابروهایش از شیمی درمانی ریخته بود و قیافه ی شیرین تری پیدا کرده بود. پرستارها گفته بودند که رحیم آقا در بستری اخیر، مثل قبل نیست. عوض شده، کمتر بگو بخند میکند، کمتر سر به سرمان میگذارد، و پزشک درخواست مشاوره سایکوسوماتیک داده بود. نیم ساعت طول کشید و جز علائم افسردگی چیزی نگفت، بین حرفهایش از دوستی حرف زد که دو ماه قبل فوت کرده بود. بیشتر گشتیم، رحیم در سوگ دوست از دست رفته بود. هم تختی و هم اتاقی و هم بیماری! با هم می جنگیدند، با هم می خندیدند، و حالا رحیم تنها مانده بود. در نیمه ی راه مبارزه تنها بود. و خدا میداند از دست دادن رفیق، چه معنایی برایش داشت. کاری نکردیم، گوش دادیم و داروی ملایمی نوشتیم، رحیم وقت خروج لبخند داشت.

پرونده اش را ورق زدیم: سال ٩۴، افسردگی و اقدام به خودکشی، چند ماهی تحت درمان بود و دیگر نیامده بود. پرسیدیم، گفت عمل جراحی چاقی کردم آن موقع. دیگر نیامدم. الان هم یک نامه دارم برایتان. به جراح گفتم لازم نیست، ولی اصرار کرد بیایم. البته من کاری به جواب شما ندارم. تصمیمم را گرفته ام. باید دوباره عملم را برگردانم. مهم نیست دوباره همانقدر چاق شوم. حالم خراب است الان. حالم از خودم به هم میخورد. شب و روزم گریه است. خودم را میزنم. کاش میمردم و خلاص میشدم. شوهرم ترکم کرده است. تقصیر همین جراحی بود. باید برگردم به همان روزهایی که چاق بودم، دوباره رابطه مان بهتر میشود.

جواب نامه را با عدم موافقت تا زمان درمان روانپزشکی دادیم. زن گریه میکرد و میگفت تا موافقت را نگیرد از اتاق بیرون نمی رود. دو هفته بعد برگشت، شدیدا افسرده بود و راضی شده بود درمان را شروع کند. بعد از یک ماه، دیروز که آمد بهتر بود، به دلایلش برای جراحی منطقی تر فکر میکرد. هنوز چیزی کامل نبود، اما داشتیم در مسیر درستی پیش می رفتیم.

همراهی افسردگی با بیماری های جسمی میتواند از طرق مختلف تاثیرگزار باشد. افسردگی در برخی بیماری ها مانند دیابت، به تنهایی میتواند منجر به پیش آگهی ضعیف تر شود و عوارض آن را تشدید کند. همچنین افسردگی میتواند پذیرش درمان و همکاری با تیم پزشکی را تحت تاثیر منفی قرار دهد. میتواند، مکانیسم های مقابله ای بیمار را در برخورد با بیماری تضعیف کند و در نهایت، کیفیت زندگی بیمار را کاهش دهد. با درمان افسردگی همراه با بیماری های جسمی، بسته به نوع بیماری، میتوان به بهبود شرایط بیمار، بهبود پیش آگهی بیماری و ارتقاء کیفیت زندگی وی کمک کرد.

اگرچه این روایت واقعی نیست اما برگرفته از تجربه واقعی درمانگران کلینیک اعصاب و روان هیربد است و ممکن است مشابه وقایع زندگی هر یک از ما باشد. این سناریو برای آموزش مخاطب عمومی توسط درمانگران طراحی شده و اگرچه پیوندهایی با زندگی واقعی انسان ها دارد ولی شایسته است بیشتر از آنکه مورد قضاوت های شخصی قرار بگیرد پیام آموزشی و سلامت محور آن شنیده شود.

لطفا امتیاز دهید

نویسنده

دکتر آرش هیربد

دکتر آرش هیربد

من دکتر آرش هیربد دوره پزشکی عمومی را در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان و تخصص روانپزشکی را در دانشگاه شهید بهشتی گذراندم. در بیمارستان آتیه به عنوان روانپزشک و مسئول دفتر سلامت روان مشغول به کار هستم. در کلینیک هیربد به عنوان موسس و مسئول فنی و روانپزشک بزرگسال فعالیت دارم. در زمینه اختلالات خلقی، اضطرابی، وسواس ، اختلالات خواب و… می توانم به شما کمک کنم.

باشگاه اعصاب و روان هیربد برای معرفی محصولات سلامت روان آنلاین با شرایط زیر دعوت به همکاری می نماید:
👈حدود قیمت محصولات از ۱۰۰۰۰ تومان تا ۵۰۰ هزار تومان و سهم مشارکت از ۲۰ تا ۵۰ درصد است.
👈تداوم ۱۰ درصد سهم مشارکت در خریدهای بعدی

چرا باور داشته باشیم ؟

پایش و سنجش آنلاین نتایج درمان

نوبت دهی آنلاین

آزمون های آنلاین روانشناختی معتبر

امکان مشاوره آنلاین از طریق وب سرویس

ارتباط با درمانگران عضو باور

نسخه دارویی آنلاین و یادآور پیامکی

آزمون های روانشناختی

آخرین مقالات سایت