نمایش درمانی روان درمانی گروهی، روان درمانی توأم فردی و گروهی و روان نمایش (سایکودراما)

روان درمانی گروهی روشی است که در آن یک رهبر آموزش دیده حرفه ای تعدادی از اعضا را انتخاب کرده و گروهی را تشکیل داده و سازمان دهی می کند و اعضا را برای کار در جهت دستیابی حداکثر به اهداف هر یک از افراد گروه و خود گروه رهبری می کند.

از برخی ویژگی های موجود در گروه ها مانند حمایت متقابل می توان در جهت تشکیل درد روانشناختی و فراهم کردن حمایت افراد همتراز برای رفع انزوایی استفاده کرد که بسیاری از افرادی که به روان پزشک مراجعه می کنند آن را تجربه می کنند.

به همین ترتیب گروه های کوچک همگن محیط های مطلوبی برای رد و بدل کردن اطلاعات صحیح در مورد یک اختلال مشترک اعضای گروه هستند. این امر در مورد بیماری های طبی، سوء مصرف مواد و اختلالات روان پزشکی شدید پایدار و مزمن از جمله اسکیزوفرنیا و اختلالات عاطفی عمده صدق می کند.

در ادامه با کلینیک اعصاب و روان هیربد همراه باشید

گروه درمانی یک روش درمان روان پزشکی است که مقبولیت گسترده ای دارد و در آن از عوامل درمانی درون گروه، تعاملات سازنده بین اعضا و مداخلات رهبری آموزش دیده برای تغییر احساسات، افکار و رفتارهای غیرانطباقی افراد دچار ناراحتی هیجانی استفاده می شود. در دوره ای که محدودیت های مالی روز به روز بیشتر می شود، تأکید بر روان درمانی ها انفرادی کاهش یافته و استفاده از رویکردهای دارویی گسترش یافته است، تعداد بیمارانی که تحت روان درمانی گروهی قرار می گیرند بیش از سایر درمان های کلامی است. گروه درمانی در شرایط بستری و سرپایی، کار مؤسسه ای، واحدهای بستری نسبی، خانه های گذری، مکان های سطح جامعه و مطب های خصوصی قابل انجام است. روان درمانی گروهی همچنین به شکل گسترده ای از سوی کسانی که متخصص بهداشت روان نیستند به عنوان درمان کمکی اختلالات جسمانی به کار می رود. اصول روان درمانی گروهی با موفقیّت در رشته های تجارت و آموزش در قالب آموزش، حساس سازی و ایفای نقش به کار رفته است.

 

روان درمانی گروهی درمانی است که در آن افرادی دچار ناراحتی های هیجانی که به دقت انتخاب شده اند، در گروهی تحت هدایت درمانگری آموزش دیده شرکت می کنند و برای اصلاح شخصیت خود به یکدیگر کمک می کنند. رهبر گروه با استفاده از انواع و اقسام ترفندهای فنی و مفاهیم نظری، تعامل های اعضای گروه را در جهتی هدایت می کند که به اصلاح بینجامد.

طبقه بندی

در حال حاضر چندین رویکرد در مورد گروه درمانی وجود دارد. برخی بالینگران روان کاوی را چارچوب کار خود قرار داده اند و برخی دیگر فنونی نظیر گروه درمانی تعاملی را به کار می برند که اریک برن پیشنهاد کرده است و تأکیدش بر تعاملهای فعلی اعضای گروه با یکدیگر است. گروه درمانی رفتاری بر فنون شرطی سازی متکی است که در نظریه یادگیری ریشه دارد. گروه درمانی هیئت نگر (Gestalt) براساس نظریه های فردریک پرلز تدوین شده و امکان تخلیه هیجانی (Abreaction) و ابزار کامل حالات روانشناختی را برای بیماران فراهم می کند. گروه درمانی مٌراجع مدار را کارل راجرز تدوین کرده و بر ابراز احساسات اعضای گروه بدون هیچ قضاوت و ارزش گذاری مبتنی است.

انتخاب بیمار. برای آنکه معلوم شود بیمار برای روان درمانی گروهی مناسب است یا نه، درمانگر به اطلاعات زیادی احتیاج دارد که با مصاحبة «غربالگری» می تواند به آنها دست یابد. روان پزشک باید سابقه روان پزشکی بیمار را بپرسد و وضعیت روانشناختی او را معاینه کند تا اطلاعات روان پویشی، رفتاری، و تشخیصی معینی را کسب کند.

اضطراب از منبع قدرت (Authority Anxiety)

بیمارانی که مشکل اصلیشان رابطه با منبع اقتدار است و بیمارانی که در حضور مَراجع اقتدار فوق العاده مضطرب می شوند، ممکن است در گروه درمانی خوب عمل کنند، چون در گروه راحت ترند. احتمال آنکه این افراد در گروه بهتر از جلسه دونفره (بیمار در مقابل درمانگر) عمل کنند، بیشتر است. بیماران دچار اضطراب از منبع اقتدار، عموماً به دلیل ترسی که از سرزنش شدن یا تأیید نشدن از سوی درمانگر دارند، ممکن است در جلسات فردی مهار شوند، مضطرب شوند، مقاومت کنند، و نخواهند افکار و احساس های خود را بر زبان آورند. لذا از پیشنهاد روان درمانی گروهی استقبال می کنند، چون دیگر مثل جلسات دونفره مورد مداقّه قرار نمی گیرند. از طرف دیگر اگر بیمار در مقابل پیشنهاد روان درمانی گروهی واکنش منفی نشان داد یا آشکارا مقاومت کرد، بالینگر باید احتمال وجود مقدار زیادی اضطراب از همسالان را در نظر داشته باشد.

بیماران دچار حالاتی نظیر اختلال شخصیت مرزی و اسکیزوئید که روابطی ویرانگر با گروه های همسالان خود دارند یا کسانی که از تماس با گروه همسالان خود فوق العاده کناره می جویند، وقتی در جلسة گروهی قرار می گیرند، عموماً واکنشی منفی یا مضطربانه نشان می دهند. اما اگر این گونه بیماران بتوانند اضطراب خود را حل و فصل (فرآوری) کنند، گروه درمانی می تواند برایشان سودمند باشد.

تشخیص. تشخیص اختلال بیمار در تعیین بهترین رویکرد درمانی و نیز در سنجش انگیزه بیمار برای درمان، قابلیتش برای تغییر، و قوت ها و ضعف های ساختار شخصیتش اهمیت دارد. گروه درمانی در چند مورد ممنوع است؛ بیماران ضداجتماعی عموماً در گروه های ناهمگن بد عمل می کنند، چون نمی توانند تن به معیارهای گره بدهند؛ اما اگر سایر اعضای گروه را نیز بیماران ضداجتماعی تشکیل داده باشند، واکنش آنها نسبت به افراد همانند خود بهتر از فردی است که او را منبع اقتدار تصور می کنند. بیماران افسرده زمانی از گروه درمانی سود می برند که رابطه ای اعتمادآمیز با درمانگر خود تشکیل داده باشند. بیمارانی را که فعالانه تمایل به خودکشی دارند یا شدیداً افسرده اند، نباید صرفاً با جلسات گروهی درمان کرد. بیماران مانیک، علی رغم آنکه در جلسات حالت اخلال گری دارند، اگر با دارو تحت کنترل درآمده باشند، در گروه خوب عمل می کنند. بیماران هذیانی و کسانی که ممکن است گروه را وارد نظام هذیانی خود کنند و نیز بیمارانی که به دلیل فورانهای مهارناپذیر پرخاش، سایر اعضا را مورد تهدید جسمی قرار می دهند، باید کنار گذاشته شوند.

آماده سازی. بیمارانی که درمانگرشان آنها را برای تجربة گروهی آماده کرده است، در مقایسه با دیگران، اغلب درمان را به مدت بیشتری ادامه می دهند و اضطراب اولیه کمتری نیز گزارش می کنند. این آمادگی شامل توضیحات درمانگر پیش از نخستین جلسه است و توضیحات مزبور باید تا حد امکان هر چه مفصلتر باشد و سؤال های بیمار را بی پاسخ نگذارد.

سازماندهی ساختاری

برخی وظایف مهم که گروه درمانگر برای سازماندهی گروه باید انجام دهد، به شرح ذیل است:

  1. تعیین بزرگی گروه
  2. تعیین بسامد جلسات
  3. تعیین ترکیب بیماران
  4. رازداری
  5. اهداف
  6. آماده سازی بیماران
  7. مشخص کردن فرآیندهای گروه

تعداد اعضای گروه. گروه درمانی حتی با سه عضو و پانزده عضو نیز موفق بوده است، اما در اکثر درمان ها هشت تا ده نفر تعداد بهینة گروه تلقی می شود. اگر تعداد اعضا کم باشد، ممکن است تعامل کافی بین آنها صورت نگیرد، مگر آنکه خیلی اهل صحبت کردن باشند؛ از سوی دیگر، اگر تعداد اعضا بیش از ده نفر باشد ممکن است تعامل ها به قدری زیاد شود که اعضا یا درمانگر قادر به پیگیری آنها نباشند.

بسامد و مدت هر جلسه. اکثر گروه درمانگران جلسات گروهی را هفته ای یک بار برگزار می کنند. حفظ تداوم جلسات مهم است. اگر قرار است جلسات به صورت یک در میان برگزار شود، گروه باید هفته ای دوبار- یکی از آنها بدون درمانگر- تشکیل شود. جلسات گروهی عموماً می توانند یک تا دو سال طول بکشند، ولی محدودة زمانی ثابتی را باید وضع کرد.

گروه های ماراتونی بیش از همه در دهه 1970 رایج بود، ولی امروزه خیلی کم تشکیل می شود. در درمان های بسیار درازمدت (گروه درمانی ماراتونی) گروه به مدت 12 تا 72 ساعت پی در پی ادامه می یابد. الزامی بودن مجاورتی توأم با تعامل و محرومیت از خواب طی جلسات طولانی موجب درهم شکستن برخی دفاع های ایگو و رها شدن فرآیندهای عاطفی می شود و به لحاظ نظری هم گفت و گوی آزاد را دامن می زند. ولی جلسات بسیار طولانی برای بیمارانی نظیر اسکیزوفرن ها و افراد دچار اختلال شخصیت مرزی که ساختار ایگوی ضعیفی دارند، می تواند خطرناک باشد.

همگنی و ناهمگنی گروه. اکثر درمانگران معتقدند گروه باید هر چه ناهمگن تر باشد تا حداکثر تعامل صورت گیرد. باید اعضایی با انواع و اقسام تشخیص ها و الگوهای رفتاری، و از هر نژاد، طبقه، پیشینة آموزشی، سن، و جنس را گردهم آورد. بیمارانی با سنین 20 تا 65 سال را به خوبی می توان در یک گروه قرار داد. تفاوت های سنی به تکوین روابط پدر- فرزندی و برادر- خواهری کمک می کند و بیماران فرصت آن را می یابند که مشکلات ظاهراً لاینحل بین فردی خود را بار دیگر تجربه و سپس رفع کنند.

بهترین درمان برای کودکان و نوجوانان در گروه هایی عمدتاً متشکل از هم سن های آن ها صورت گرفته است. برخی نوجوانان قادر به فهم مسائل گروه های متشکل از بزرگسالان هستند، اما آنها را هم از تجربه سازندة همسالانشان که شاید خود نداشته اند، نباید محروم کرد.

باز یا بسته بودن گروه. گروه بسته آن است که تعداد و ترکیب اعضایش ثابت باشد و اگر عضوی گروه را ترک کند، عضو جدیدی پذیرفته نشود در گروه های بازثبات اعضا کمتر است و هرگاه یکی از اعضای قدیمی گروه را ترک کند، عضو جدیدی پذیرفته می شود.

مکانیسم تشکیل گروه. هر بیمار به گونه ای خاص خود به گروه درمانی روی می آورد، از این رو هر گروه برای خود جهان کوچکی است. بیمار توانایی های انطباقی، مکانیسم های دفاعی، و روش های معمول ارتباط برقرار کردن خود را در گروه نیز نشان می دهد و این شیوه ها را گروه نهایتاً به او منعکس می کند و او تدریجاً یاد می گیرد که به درون نگری دربارة کارکردهای شخصیت خود بپردازد. فرآیند ذاتی تشکیل گروه مستلزم آن است که بیمار روش های مدارایی را که در گذشته داشته، فعلاً کنار بگذارد. او زمانی که وارد گروه می شود، می پذیرد که برخی از کارکردهای اجرایی ایگویش، یعنی واقعیت سنجی، انطباق با محیط، سلطه بر آن، و ادراک را همة اعضا، از جمله رهبر مورد ارزشیابی جمعی قرار دهند.

عوامل درمانی. بیست عامل درمانی مهم که در فرآیند اصلاح از طریق رواندرمانی گروهی دخیل است. به شرح ذیل می باشد:

یادگیری (learning) : بیماران دربارة مسایل جدیدی مثل مهارت های اجتماعی یا رفتار جنسی اطلاعاتی به دست می آورند؛ آنها از توصیه و راهنمایی برخوردار می شوند و می کوشند بر سایر اعضای گروه اثر بگذارند یا از آنها اثر بپذیرند.

واقعیت سنجی (Reality testing)، انتقال (Transference) :  توانایی فرد برای ارزیابی عینی جهان خارج از خود؛ شامل قابلیت ادراک صحیح خود و سایر اعضای گروه می شود. نیزر.ک.تأمین همگانی. برون فکنی احساسها، افکار و آرزوها بر درمانگر به طوری که بازنمودی از یک اٌبژه در گذشته بیمار می شود. این واکنش ها شاید برای شرایط بیمار در دوران کودکی اش مناسب بود، اما وقتی امروز در برابر درمانگر ابراز می شود، نامتناسب و نابهنگام است. بیماران در گروه نیز ممکن است چنین احساس هایی را به هم پیدا کنند که این فرآیند را انتقال چندگانه می خوانند.

همگانی پنداری (Universalization): آگاه شدن بیمار از اینکه فقط او نیست که چنان مشکلی دارد؛ دیگران هم مثل او شکایات یا دشواریهایی در یادگیری داشته اند؛ بیمار بی همتا نیست.

برون ریزی (Ventilation): بیان کردن احساس ها، اندیشه ها، یا وقایع سرکوب شده برای سایر اعضای گروه؛ شریک کردن دیگران در اسرار شخصی خود که سبب تخفیف احساس گناه و معصیت می شود (خود افشاگری [self-disclosure] هم خوانده می شود).

نقش درمانگر. دربارة فعال یا منفعل بودن درمانگر نظرهای مختلفی وجود دارد، ولی اجماع بر آن است که نقش درمانگر عمدتاً تسهیل است. مطلوب آن است که اعضای گروه، خود، منبع درجه اول علاج و اصلاح باشند. البته جوی که شخصیت درمانگر ایجاد می کند، عاملی قدرتمند برای تغییر است. او صرفاً متخصصی نیست که فنون درمان را به کار گیرد؛ بلکه باید با اعمال نفوذ شخصی خود به رشد متغیرهاییی نظیر همدلی، صمیمیت، و احترام نیز در میان اعضا دامن بزند.

روان درمانی گروهی در بیمارستان. گروه درمانی بخش مهمی از درمان بیماران بستری را تشکیل می دهد. گروه ها را به اشکال گوناگونی می توان در بخش راه انداخت. در جلسات عمومی کل بیماران بستری می توانند با کل کارکنان بخش نظیر روان پزشکان، روان شناسان، و پرستاران ملاقات کنند. در جلسات تیمی 15 تا 20 بیمار و کارمند بخش با هم ملاقات می کنند. در گروه درمانی متعارف، گروه که به طور معمول کوچک است، 8 تا 10 بیمار دارد که با یک یا دو درمانگر جلسه تشکیل می دهند. هر گروه اهدافی ویژة خود دارد، ولی اهداف مشترک همه گروه ها به قرار زیر است: افزایش آگاهی بیماران دربارة خودشان از رهگذر تعامل با سایر اعضا که درباره رفتارشان به آنها بازخورد می دهند؛ ارتقای مهارت های بین فردی و اجتماعی در بیماران؛ کمک به اعضا برای انطباق یافتن با محیط بیمارستان؛ و بهبود ارتباط های بیماران با کارکنان، گذشته از این، نوعی جلسه گروهی نیز وجود دارد که فقط کارکنان بیمارستان در آن شرکت می کنند و هدفش بهبود ارتباط های کاکنان با هم و تأمین حمایت متقابل از هم و تشجیع یکدیگر در کار روزمره با بیماران است. جلسات عمومی و تیمی برای حل مشکلات درمانی بیماران مفیدتر است تا برای ارائه درمان بینش مدار که در حوزة جلسات گروه درمانی کوچک قرار دارد.

ترکیب گروه. دو وجه کلیدی از گروه های بیمارستانی که در تمام درمان های کوتاه مدت نیز مشترکاً وجود دارد. ناهمگنی اعضا و نقل و انتقال (turnover) سریع بیماران است. درمانگر در خارج از بیمارستان شمار زیادی بیمار دارد که از میانشان بیماران مناسب گروه درمانی را دست چین می کند. ولی در بخش تعداد بیمارانی که از میانشان باید انتخاب کند، محدود است و تازه از میان آنها نیز عده ای یا تمایل به شرکت در گروه درمانی ندارند یا برای آن مناسب نیستند. در برخی بخش ها مثل بخش سوء مصرف مواد و وابستگی به الکل شرکت در گروه می تواند اجباری باشد. اما در بخش های روان پزشکی عمومی معمولاً چنین اجباری درکار نیست. فی الواقع تجربه گروه اغلب زمانی مؤثر است که بیماران خود داوطلب شرکت در آن شده باشند.

تعداد جلسات هر چه بیشتر باشد، بهتر است. در مدت اقامت بیمار در بیمارستان می توان هر روز گروه را تشکیل داد تا بحث ها و تعامل ها از هر جلسه تا جلسه بعد تداوم یابد. عضو جدید گروه را می توان به سرعت دربارة بحث ها روزآمد کرد؛ این کار را هم درمانگر طی یک جلسة آشناسازی می تواند انجام دهد و هم یکی از اعضای گروه. بیماری که جدیداً بستری شده، پیش از شرکت در اولین جلسه اغلب از سایر بیماران جزئیات فراوانی دربارة برنامة گروه درمانی می آموزد. هر چه بسامد برگزاری جلسات کمتر باشد، درمانگر بیشتر باید گروه را ساختار دهد و در آن فعال باشد.

گروه بیماران در مقابل گروه بیماران سرپایی. افراد بستری همان عواملی است که در گروه های بیماران سرپایی عمل می کند، فقط برخی تفاوت های کیفی در کار است. مثلاً نقل و انتقال نسبتاً زیاد بیماران در گروه های بستری فرآیند تعلق (Cohesion) را پیچیده می کند. از طرف دیگر این واقعیت که همة اعضای گروه در یک بیمارستان به سر می برند، به احساس تعلق کمک می کند، کما اینکه تلاش های درمانگر برای تقویت این فرآیند نیز چنین است. تبادل اطلاعات، همگانی پنداری (Universalization) و پالایش (Catharsis) عوامل درمانی عمده در گوره های بستری هستند. احتمال کسب بینش در گوره های سرپایی به دلیل ماهیت دراز مدت شان بیشتر است، ولی برخی بیماران در عرض یک جلسة گروهی منفرد نیز ممکن است به فهم تازه ای از ساختار روانشناختی خود نایل شوند. ویژگی انحصاری گروه های متشکل از بیماران بستری تماس های فراوان بیماران در خارج از گروه است، چون با هم در یک بخش زندگی می کنند. اگر بیماران در جلسات درمانی، افکار و احساس های خود را دربارة این تماس ها بر زبان آورند، یادگیری بین فردی در آنها ترغیب می شود. تعارض بیماران با هم یا با کارکنان بخش را هم می توان پیش بینی و حل کرد.

گروه های خودیاری. گروه های خودیاری از افرادی تشکیل شده است که می کوشند با مشکل یا بحران معینی کنار بیایند. این گروه ها معمولاً براساس وظیفه مشخصی سازماندهی شده اند و قرار نیست در آنها وضعیت روان پویشی افراد عمیقاً کشف یا کارکردهای شخصیتی آنها به مقدار قابل توجهی اصلاح شود. با این وصف، گروه های خودیاری، سلامت روانشناختی و آسودگی بسیاری از افراد را ارتقا داده اند.

وجه تمایز گروه های خودیاری همگنی آنهاست. اعضای این گروه ها اختلال و تجاربی مشترک- اعم از خوب یا بد، موفق یا ناموفق دارند. آنها با پیوستن به گروه های خودیاری به هم آموزش می دهند، از هم حمایت می کنند، و احساس از خودبیگانگی را که معمولاً در این گونه افراد دیده می شود، تقلیل می دهند.

در گروه های خودیاری تأکید بر احساس تعلق است؛ خصیصه ای که در این گروه ها بسیار قوی است. میان اعضای گروه به دلیل مشکلات و علائم مشابهی که دارند، پیوند هیجانی پرقدرتی تشکیل می شود. هر گروه ممکن است مشخصه هایی منحصر به خود داشته باشد و اعضا ممکن است نوعی قدرت شفابخش جادویی را به این ویژگی ها نسبت دهند. نمونه گروه های خودیاری “الکلی های گمنام(AA)” ، “قماربازان گمنام (GA)”، و “پرخوران گمنام(OA)” است.

نهضت گروه های خودیاری امروزه اوج گرفته است. این گروه ها با ارائه احساس مقبولیت، حمایت متقابل، و کمک به فایق آمدن بر الگوهای غیرانطباقی رفتار یا احساس هایی که متخصصان سنتی بهداشت روان و پزشکی عموماً برخورد موفقی با آنها نداشته اند، نیازهای اعضای خود را برطرف می سازند. گروه های خودیاری و گروه های درمانی دارند تدریجاً به هم نزدیک می شوند: گروه های خودیاری به اعضای خود توان دست کشیدن از الگوهای رفتار نامطلوب را می بخشند؛ گروه های درمانی هم به اعضای خود کمک می کند که دریابند چرا و چگونه به آن صورت رفتار می کرده اند.

ترکیب روان درمانی فردی و گروهی. ترکیب روان درمانی فردی و گروهی آن است که بیمار هم به صورت فردی پیش یک درمانگر برود و هم در جلسات گروهی شرکت کند. معمولاً همان درمانگری که در جلسات انفرادی حضور دارد گروه درمانی را انجام می دهد. تعداد اعضای گروه ها می تواند از سه تا پانزده نفر متغیر باشد، ولی مفیدترین تعداد هشت تا ده نفر است. بیمار باید در همة جلسات گروه شرکت کند. همچنین مهم است که در جلسات انفرادی حضور دارد گروه درمانی را انجام می دهد. تعداد اعضای گروه ها میتواند از سه تا پانزده نفر متغیر باشد، ولی مفیدترین تعداد هشت تا ده نفر است، بیمار باید در همة جلسات گروه شرکت کند. همچنین مهم است که در جلسات فردی هم مرتباً شرکت کند و بخشی از فرآیند درمان بررسی شرکت نکردن در جلسات فردی یا گروهی باید باشد.

درمان ترکیبی نیز اسلوب درمانی ویژه ای است و نباید این گونه قلمداد شود که این شیوه نظامی برای تقویت درمان فردی با جلسات گروهی گاه و بی گاه یا نوعی گروه درمانی است ه یکی از اعضا هر از گاهی به تنهایی هم با درمانگر جلسه دارد. بلکه باید آن را برنامه درمانی ادامه داری دانست که در آن تجربه گروهی تعاملی معنادار با جلسات فردی دارد و پسخوراند این دو نوع درمن به یکدیگر به ایجاد تجربة درمانی یکپارچه ای کمک می کند. رابطة تک به تک پزشک و بیمار امکان آن را برای برخی از بیماران فراهم می کند که واکنش های انتقالی به طور عمیق بررسی شود، اما برای برخی دیگر از بیماران واکنش تجربه هیجانی اصلاحگر را که لازمة تغییر درمانی است، ممکن است فراهم نکند. در گروه انواع و اقسام افراد وجود دارند و بیمار می تواند نسبت به آنها واکنش های انتقالی نشان دهد. در خٌرده جهان گروه، بیماران می توانند مسائل خانوادگی و سایر مشکلات مهم خود را بار دیگر تجربه کنند و آنها را حل و فصل (فرآوری) کنند.

فنون. براساس چارچوب های نظری گوناگون، فنون مختلفی را در صورت بندی درمان ترکیبی به کار برده اند. برخی بالینگران، بسامد جلسات فردی را افزایش می دهند تا روان نژندی انتقالی زودتر پیدا شود. در مدل رفتاری، جلسات فردی باید برنامه زمانی منظمی داشته باشد، ولی اغلب بسامدی کمتر از سایر رویکردها دارد. استفاده بیمار از نیمکت یا صندلی در جلسات فردی به گرایش درمانگر بستگی دارد. فنونی نظیر جلسات یک در میان را می توان در جلسات گروهی به کار برد.

نوعی رویکرد درمانی ترکیبی به نام روان درمانی گروهی تعاملی ساختار یافته (structured interactional group psychotherapy) تدوین شده است که در آن در هر جلسه هفتگی گروه یکی از اعضا کانون توجه قرار می گیرد و سایر اعضا درباره اش بحثی نسبتاً عمیق می کنند.

نتایج. اکثر بالینگرانی که در این حوزه کار می کنند، معتقدند و درمان ترکیبی مزایای هر دو شکل درمان چهره به چهره و گروهی را دارد، بی آنکه چیزی از فواید هر یک به تنهایی کم داشته باشد. به طور کلی میزان خروج از درمان (Dropout rate) در روش ترکیبی کمتر از درمان گروهی سریع تر از هر یک از درمان های فردی و گروهی مشکلات را برملا و حل می کند.

روان نمایش (سایکودراما). روان نمایش (سایکودراما) نوعی روان درمانی گروهی است که روان پزشکی اهل وین به نام جاکوب مورنو ابداع کرده است. در این روش، ساختار شخصیت، روابط بین فردی، تعارض ها، و مشکلات هیجانی با روش های نمایشی ویژه ای کشف می شود. در نمایش درمانی مشکلات هیجانی این افراد بازی می کنند: قهرمان نمایش یا بیمار که مشکلات خود را به یاری ایگوهای کمکی به نمایش درمی آورد، افرادی که جنبه های گوناگون بیمار را به نمایش درمی آورند، و کارگردان، روان نمایشگر، یا درمانگر، یعنی کسی که افراد نمایش را به گونه ای هدایت می کند که به کسب بینش نایل شوند.

نقش ها: کارگردان. کارگردان روان نمایش، رهبر یا درمانگر است و لذا باید فعالانه در نمایش شرکت کند. او با تشویق اعضای گروه به خودجوشی و خودانگیختگی، به عنوان شتاب دهنده (کاتالیزور) عمل می کند. کارگران در عین حال باید نیازهای گروه را بدون برتری دادن به ارزش های خود برطرف کند. در میان همة روان درمانی ها گروهی، روان نمایش مستلزم بیشترین مشارکت درمانگر و بیشترین توانایی او در رهبری گروه است.

قهرمان نمایش. قهرمان نمایش (protagonist)، بیماری دچار تعارض است. او یا اگر تمایل داشت، درمانگر موقعیتی را برای به نمایش درآوردن انتخاب می کند.

ایگوی کمکی. ایگوی کمکی (auxiliary) عضو دیگری از گروه است که بازنمود جنبه یا فردی ازگذشته قهرمان است. ایگوهای کمکی در ایجاد طیف وسیعی از اثرات درمانی روان نمایش دخیل اند.

گروه. افراد نمایش و مخاطبان، گروه را تشکیل می دهند. برخی از آنها در نمایش شرکت می کنند و بقیه نیز آن را صرفاً تماشا می کنند، ولی همه به میزان همانندسازی با اتفاقات نمایش از این تجربه سود می برند. مفهوم خودانگیختگی (Spontaneity) در روان نمایش یعنی که هر عضو گره، به ویزه قهرمان نمایش، بتواند افکار و احساس های آن لحظه را تجربه کند و هیجان های خود را به گونه ای هر چه اصیل تر با دیگران در میان بگذارد.

فنون. در روان نمایش می توان بر هر حوزه ویژه ای از کارکرد (رؤیا، خانواده یا موقعیتی در محله)، بر نقشی نمادین، نگرشی ناخودآگاه، یا موقعیتی تصوری در آینده، تمرکز کرد. علائمی نظیر هذیان و توهم را نیز می توان در گروه به نمایش درآورد. فنونی که برای پیشبرد فرآیند درمان و افزایش بهره وری و خلاقیت به کار می رود، عبارت است از تک گویی (بازگویی افکار و احساس های آشکار و پنهان)، تعویض نقش (بیمار به جای نقش خود، نقش فرد مهمی از زندگی را بازی کند)، بدل بازی های چندگانه (چندین ایگوی کمکی نقش بیمار را در موقعیت های مختلف ایفا کنند)، و فن آینه بازی (ایگوی کمکی کارهای بیمار را تقلید کند و حرف های او را به خودش بزند). فنون دیگر شامل استفاده از هیپنوتیزم و داروهای روانگردان برای تعدیل رفتار در حال بازی دشن به اشکال گوناگون است.

مسائل اخلاقی و قانونی رازداری. بجز در مواردی که طبق قانون افشای مطالب الزامی است، در سایر موارد گروه درمانگر از لحاظ حقوقی و اخلاقی فقط پس از کسب رضایت بیمار می تواند اطّلاعات اعضای گروه را به دیگران منتقل کند. در مواقعی که بیمار خود یا دیگران را در معرض خطر قرار می دهد، درمانگر موظف است به عنوان وظیفه اجتماعی اقدامات لازم را انجام دهد. طبق رهنمودهای اخلاقی انجمن روان درمانی گروهی آمریکا، درمانگران باید برای مشورت با درمانگر ارجاع دهند یا درمانگر انفرادی (در مواردی که بیمار تحت درمان ترکیبی است) اجازه اختصاصی اخذ نمایند.

هر چند اعضای گروه و درمانگر باید هویّت اعضا را فاش نکنند و رازداری را رعایت کنند، اما اعضای گروه از لحاظ قانونی موظف به این کار نیستند. درمانگران در خلال آماده سازی بیماران برای روان درمانی گروهی باید اعضای آتی گروه را در مورد محرمانه نگهداشتن تمام مطالب مطرح شده در گروه آموزش دهند. از لحاظ نظری در یک پرونده قضایی، می توان از یکی از اعضای گروه درخواست کرد که بر علیه عضو دیگر گروه شهادت دهد، اما چنین چیزی تا به حال روی نداده است.

در برخی موارد درمانگر تصور می کند بار حفظ اسرار برای برخی اعضای احتمالی گروه سنگین است و یا یکی از بیماران کاندید گروه درمانی رازی مهم یا رسوا کننده دارد و عضویت وی در گروه عاقلانه نیست؛ در اینگونه موارد درمانگر باید از قضاوت بالینی برای قرار دادن بیمار در گروه استفاده کند و جانب احتیاط را رعایت نماید.

خشونت و پرخاشگری. هر چند گزارش های مربوط به خشونت و پرخاشگری نادرند، این احتمال وجود دارد که یکی از اعضای گروه به یکی دیگر از اعضا یا درمانگر حمله ور شود. این رفتار تهاجمی ممکن است درون گروه یا بیرون از آن روی دهد. انتخاب دقیق اعضای گروه احتمال بروز چنین رویدادی را کاهش می دهد. بیمارانی که سابقه رفتارهای تهاجمی دارند و بیماران روان پریشی که احتمال رفتار خشونت آمیز دارند نباید وارد گروه شوند. در فضای مؤسسات که انجام گروه درمانی رواج دارد، بایستی تدابیر ایمنی کافی در محل انجام شود تا از بروز خطر فیزیکی نسبت به افراد ممانعت به عمل آید (مانند حضور نگهبانان یا خدمه که به عنوان ناظر در جلسات شرکت می کنند).

رفتار جنسی. برای درمانگران مقاربت جنسی با بیمار فعلی یا سابق غیراخلاقی است؛ در بسیاری از ایالات چنین کاری جرم محسوب می شود. این مسئله در روان درمانی گروهی پیچیده تر است، زیرا اعضای گروه ممکن است با همدیگر رابطه جنسی برقرار کنند. مسائل بارداری، تجاوز و انتقال سندرم نقص ایمنی اکتسابی (ایدز) از سوی اعضای گروه همچنان لاینحل باقی مانده اند. اگر بیماری بر اثر فعّالیّت جنسی اعضای گروه صدمه ببیند، درمانگر را می توان بدلیل عدم پیشگیری از این رفتار مسئول دانست. درمانگر باید به کاندیداهای عضویت در گروه توصیه کند که تک تک بیماران موظف اند هرگونه رابطه جنسی بین اعضا را گزارش نمایند. درمانگر نمی تواند همه تماس های جنسی گروه را پیش بینی کند و یا مانع از پیدایش روابط جنسی آنها شود، اما موظف است به بیماران رهنمودهایی دربارة رفتار قابل قبول ارائه نماید. درمانگر باید در هنگام انتخاب بیماران و آماده سازی آنها برای حضور در گروه، بیماران آسیب پذیر، جنسی یا استثمارگر را شناسایی کند. بیماران جامعه ستیز که از لحاظ جنسی دیگران را مورد بهره کشی قرار می دهند بایستی مطلع شوند که این رفتار در گروه قابل پذیرش نیست و تمایل به چنین رفتاری باید به زبان آورده شود نه اینکه براساس آن کنش نمایی صورت گیرد. گروه بایستی به نحوی هدایت شود که درمانگر رفتار جنسی را تشویق نکند و یا تلویحاً اجازه این رفتار را ندهد. بیماران دچار ایدز تشویق می شوند که بیماری خود را به دیگر اعضای گروه بگویند. برخی درمانگران برای محافظت از اعضا در صورت بروز رابطه جنسی، بیماران دچار ایدز را در گروه نمی پذیرند مگر اینکه بیماران مزبور بپذیرند بیماری خود را در گروه آشکار سازند. در چنین موقعیت هایی درمانگر در مورد موضوع ایدز با بیمار و گروهی که قرار است بیمار در آن عضو شود گفتگو می کند.

نویسنده

دکتر آرش هیربد

دکتر آرش هیربد

من دکتر آرش هیربد دوره پزشکی عمومی را در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان و تخصص روانپزشکی را در دانشگاه شهید بهشتی گذراندم. در بیمارستان آتیه به عنوان روانپزشک و مسئول دفتر سلامت روان مشغول به کار هستم. در کلینیک هیربد به عنوان موسس و مسئول فنی و روانپزشک بزرگسال فعالیت دارم. در زمینه اختلالات خلقی، اضطرابی، وسواس ، اختلالات خواب و… می توانم به شما کمک کنم.

چرا باور داشته باشیم ؟

پایش و سنجش آنلاین نتایج درمان

نوبت دهی آنلاین

آزمون های آنلاین روانشناختی معتبر

امکان مشاوره آنلاین از طریق وب سرویس

ارتباط با درمانگران عضو باور

نسخه دارویی آنلاین و یادآور پیامکی

آزمون های روانشناختی

آخرین مقالات سایت