اطلاعات فیلم آدام:

ژانر: کمدی، درام، عاشقانه

مدت زمان: ۹۹ دقیقه

محصول: آمریکا

نویسنده: Max Mayer

ستارگان: Hugh Dancy, Rose Byrne, Peter Gallagher

کارگردان: Max Mayer

۷٫۲/۱۰

خلاصه فیلم:

“آدام” یک مرد تنها با سندرم “آسپرگر” (یک نوع اختلال رشد عصبی است که معمولاً به همراه علایق و رفتارهای وسواسی و تکراری است و با مشکلات قابل توجه در ارتباط بین فردی و ارتباط غیرکلامی، مشخص می‌شود ) است که با همسایه اش “بث” در طبقه بالا ارتباط برقرار می کند.

درباره منتقدین:

Larry M.Leitner استاد روان شناسی در دانشگاه میامی در آکسفورد، اوهایو است.

او رئیس سابق بخش روان شناسی انسان گرایانه در انجمن روان شناسی آمریکا و سردبیر سابق مجله روانشناس انسان گرا است.

او بیش از ۸۰ مقاله و چند فصل کتاب در زمینه درک سازه گرایی تجربی در روان شناسی و روان درمانی دارد. او همچنین نویسنده و ویراستار ۴ جلد کتاب با عناوین زیر است:

سازه گرایی شخصی: مفاهیم و کاربردها ( با Jill Thomas، انتشارات دانشگاه pace، ۲۰۰۹)؛

ارزیابی تجربه روان درمانی (با A.J. Faidley, Praeger,1993)؛

موضوعات انتقادی در روان درمانی سازه ای ( با G. Dunnett, Krieger, 1993)؛

و روان شناسی سازه شخصی: روان درمانی و شخصیت (با A.W. Landfield, Wiley, 1980)

در سال ۲۰۰۹ او جایزه رولو می را برای پیگیری های ممتاز و مستقل مرزهای جدید روان شناسی انسان گرایانه در کنوانسیون انجمن روان شناسی آمریکا دریافت نمود.

 April J.Faidley  روانشناس بالینی خصوصی در ایندیاناپلیس، ایندیانا است. او کارمند سابق بخش روان شناسی انسان گرایانه بوده است.

وی بیش از دوازده مقاله و بخش هایی از کتاب مانند : ارزیابی تجربه در روان درمانی ( با L.M.Leitner, Praeger,1993) به چاپ رسانده است.

نقد فیلم:

برخی از فیلم ­ها پس از اکران اولیه، مورد استقبال بیشتری قرار گرفته­ اند .

آدام یکی از آن فیلم­ هاست. در آغاز آن را به عنوان معرفی آموزشی سندرم آسپرگر در بستر یک کمدی رومانتیک می بینیم که در این مورد بسیار موفق عمل کرده است.

هیو دانسی ( آدام) به طور واضح بسیاری از ویژگی­ های سندرم آسپرگر ( برای مثال نیاز به یک روتین، آپارتمان به شدت مرتب، راحت نبودن او با دیگران) را دارد.

او بث ( این نقش توسط رز بایرن ایفا می­شود) را ملاقات می­ کند، کسی که جذب جدیت و قابل اعتماد بودن آدام شده و یک کمدی عاشقانه که در نوع خود می­ تواند لذت بخش باشد، آغاز می­ شود.

با این حال، در این فیلم چیزی فراتر از یک آموزش عاشقانه در مورد آسپرگر وجود دارد.

آدام درباره شرایطی صحبت می­کند که ما می­ توانیم از طریق ارتباط برقرار کردن با دیگران، به زندگی خود به نحوی که برایمان معنادار است، سازمان دهیم.

این فیلم همچنین روش­ هایی را که می­ توانند موجب تحول روابط شوند – حتی برای افرادی که که از اختلالات بیولوژیکی ( زیستی) رنج می­برند- برجسته می سازد.

علاوه بر این، باعث می شود سوالات بحث برانگیزی در مورد این که چرا ما برخی افراد را بیمار روانشناختی و برخی را افراد عادی می­ نامیم مطرح شود.

در آخر، فیلم در مورد مسائل پیرامون محدودیت­ های بالقوه­ در تغییرات روانشناختی صحبت می­ کند.

این نقد در پیرامون این موضوعات نوشته شده است.

 

ساختارهای ارتباطی و زندگی

ارتباط برقرار کردن با دیگران به ما کمک می ­کند تا زندگی خود را سازمان بدهیم و این ساختارهای روزمره، احساس امنیت و آسایش خاطر را برای ما فراهم می ­آورند.

برای مثال  (Drop-in centers) هم در آمریکا و هم در خارج از آن، سازمانی را برای افرادی که  سال هاست از بیماری های روانشناختی شدید رنج می برند ایجاد نموده است (Hornstein,2009).

در واقع چنین گروه­ های خودیاری، تاثیر خود را به اندازه درمان­ های حرفه ­ای برای اغلب اختلالات شدید روانشناختی به اثبات رسانده ­اند (Adame & Leitner,2008).

نیاز افراد به یک روتین وساختار سالهاست که در تمام سطوح سلامت روانشناختی ثابت شده است (Kelly, 1955).

رابطه آدام با خانواده 


در همان آغاز فیلم متوجه می شویم که آدام بیشتر عمر خود را با پدرش زندگی کرده است، کسی که برایش ساختار و روابطی را فراهم آورده، که شامل کمک به او برای استخدام شدن در کاری است که برایش معنا دارد

با این حال آدام ، با مرگ پدرش، تکیه گاه اصلی خود را از دست می­دهد. در حالی که ارتباط آدام با دوست پدرش تا حدی ساختار دارد، اما او با پوچی زیادی مواجه است.

تکیه گاه های بیرونی زندگی او پس از این که کارش را از دست می­دهد و متوجه می­ شود که بدون درآمد پدرش نمی­ تواند آپارتمانش را نگه دارد، بیشتر از هم متلاشی می­ شود.

بنابراین وقتی آدام بث را ملاقات می­ کند، از نظر ارتباطی در نقطه حساسی از زندگی خود  قرار دارد.

هرچند آدام در این ارتباط ترس و بی کفایتی که از یک فرد مبتلا به اختلال آسپرگر انتظار می­رود را نشان می­ دهد، اما  برای به دست آوردن دوباره ثبات در زندگی­ اش وارد این رابطه می شود.

 

قدرت تغییر روابط

روابط می­ توانند مبنای یک زندگی معنادار را فراهم کنند (Leitner & Faidley, 1995). مثال روشن آن، تجربه اسکیزوفرنی است که برای برخی به عنوان یک بیماری روانشناختی ژنتیکی در نظر گرفته می­ شود و برای برخی دیگر به عنوان بحران در معنا مطرح است (Silver,1993 را ببینید).

درمانی که روی بحران معنا متمرکز باشد، برای بیماران متغیر است (Karon & VandenBos, 1994). موشر، هندریکس و فورت (۲۰۰۴) اظهار کردند که اغلب افراد روان پریش از طریق روابطی که برقرار می­ کنند، می توانند بدون مداخله دارویی، در زندگی خود تغییرات اساسی ایجاد کنند.

آدام، این دیدگاه را در مورد سندرم آسپرگر به کار برده است و این موضوع با تغییراتی که در آدام در نتیجه رابطه با بث ایجاد می­شود، به وضوح قابل مشاهده است.

او از طریق بث، یاد می گیرد که بهتر لباس بپوشد، برای مصاحبه شغلی آماده شود، بیرون شهر برود و حتی بینشی در مورد رفتار یا مکالماتی که بیشتر از حد معمول آن­ها را ادامه می دهد پیدا کند.

علاوه بر این، به کمک دوست پدرش، یاد می گیرد که دروغ مصلحتی که بث به او گفته بود را ببخشد. چنین تغییراتی می تواند منجر به سازگاری اجتماعی بهتر برای کسانی که سندرم آسپرگر دارند شود و بیننده این موضوع را در آدام مشاهده می­ کند.

بیننده همچنین شاهد این است که بث نیز تحت تاثیر قدرت تغییرات رابطه قرار می گیرد.

او هم در نقطه حساسی از زندگی­ اش قرار دارد، چون در رابطه قبلی، عمیقاً  به او خیانت شده است.

به علت صداقت ساده آدام، او دوباره یاد می گیرد که به دیگران اعتماد کند. به عبارت دیگر، از طریق ماهیت دوجانبه روابط صمیمانه (Leitner & Faidley, 1995) زندگی بث نیز مانند آدام تغییر می­کند.

با این وجود چه کسی بیمار روانشناختی است؟

در این فیلم یک داستان فرعی وجود دارد که یک موضوع روانشناختی اساسی را برجسته می­ سازد.

آدام یک بیمار روانشناختی فرض می­ شود زیرا روش بودن او در دنیا باعث می­ شود دیگران احساس راحتی نداشته باشند.

او از زندگی که دارد راضی است. پدر بث، حسابداری که از نظر جامعه یک انسان عاقل محسوب می­ شود، با مشکلات قانونی مواجه است.

در طول محاکمه، روابط عاشقانه پنهانی او و کارهای غیرقانونی که برای کمک به معشوقه­ اش انجام داده است فاش می گردد.

در پایان فیلم او در حال رفتن به زندان است. بنابراین در این میان تناقضی وجود دارد.

یک مرد عاشق خانواده که با انتخابش باعث ویرانی زندگی همسرش، دخترش، شرکای کاری و مراجعانش شده است، فردی سالم است، در حالی که شخصی که به هیچکس آسیبی نرسانده ( اما ما با او راحت نیستیم) یک بیمار روانشناختی تشخیص داده می شود.

بنابراین فیلم آدام یک سوال کنجکاوی برانگیز در مورد ماهیت اجتماعی آنچه بیماری روانشناختی خوانده می شود را ایجاد می­کند (Scheff,1966 را ببینید).

برای مثال کاپلان و کاسگرو (۲۰۰۴) مواردی که بیماری های روانشناختی سازه­ های اجتماعی هستند را در مقابل بیماری های واقعی مورد بررسی قرار دادند.

از این نظر بحث آن ها در مورد موافقت با  Szasz (1987) و سایر مخالفین روانپزشکان بود ( برای مثال Farbed,1993). همانطور که کاپلان و کاسگرو روشن کردند، بسیاری از مواردی که در حال حاضر بیماری روانشناختی نام گذاری شده اند، مانند بیماری های روانشناختی هستند که توسط مردان سفیدپوست به  زنان و اقلیت ها نسبت داده شده است.

کاپلان (۱۹۹۵) حتی پیشنهاد یک تشخیص جدید را (اختلال شخصیت متوهم غالب) برای نشان دادن اینکه اصطلاحاتی چون اختلال شخصیت وابسته و اختلال شخصیت خودشکنانه انگ های جنسیتی هستند، پیشنهاد داد.

محدودیت های رشد

همانطور که در پایان فیلم می بینیم، آدام شغلی در کالیفرنیا پیدا کرده است و بث در کشمکش است که آیا همراه او برود یا خیر.

بث انتظار دارد از آدام بشنود که به این دلیل می­ خواهد همراهش باشد که عاشقش است.

آدام نمی­تواند موقعیت را کاملاً مدیریت کند و در مورد این که به او نیاز دارد تا موفق شود جایی برای سکونت پیدا کند صحبت می کند.

به عبارت دیگر، برخلاف این که در بسیاری از موارد در رابطه با بث رشد کرده است، اما در جایی که بتواند واقعا کسی را دوست داشته باشد رشد نکرده است. او آنجا را بدون بث ترک می کند.

آدام به طرز شگفت انگیزی سازگاری خوبی با شغل جدید و محل جدید دارد و بدون شک این به علت رشدی است که در رابطه با بث کسب کرده است.

نقد روانشناختی فیلم Adam


مانند بسیاری از بینندگان که ممکن است مشتاق یک پایان عاطفی و خوشحال کننده باشند، ما نیز از این که در پایان میزان سازگاری آدام کمی بیشتر از حد امکان خیال پردازی شده است، شگفت زده شدیم.

 بنابراین این فیلم تعهد و محدودیت­ های رشد شخصی را آشکار می سازد. آدام از برخی جهات انسان متفاوتی شده است و زندگی او به دلیل روابطی که بر قرار کرده است برای همیشه عوض شده است.

از جهت دیگر، او هنوز همان آدم است، از نظر جامعه کمی بی دست و پاست و نمی­ تواند به بث بگوید که او را به خاطر خودش و صرف نظر از آنچه که به او می دهد دوست دارد. مطمئنا این امکان وجود دارد که با روابط بیشتر، آدام به نقطه ای برسد که بتواند واقعا کسی را دوست داشته باشد.

با این حال، همانطور که Richard chessick  (۱۹۷۷) میگوید: همیشه یک جای زخم در پیرامون زخم های بزرگ ما وجود دارد، که یادآور آسیب پذیری و خصوصیات متمایز ما است.

مترجم: عاطفه غرقی، روانشناس

نویسنده

دکتر آرش هیربد

دکتر آرش هیربد

من دکتر آرش هیربد دوره پزشکی عمومی را در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان و تخصص روانپزشکی را در دانشگاه شهید بهشتی گذراندم. در بیمارستان آتیه به عنوان روانپزشک و مسئول دفتر سلامت روان مشغول به کار هستم. در کلینیک هیربد به عنوان موسس و مسئول فنی و روانپزشک بزرگسال فعالیت دارم. در زمینه اختلالات خلقی، اضطرابی، وسواس ، اختلالات خواب و… می توانم به شما کمک کنم.

چرا باور داشته باشیم ؟

پایش و سنجش آنلاین نتایج درمان

نوبت دهی آنلاین

آزمون های آنلاین روانشناختی معتبر

امکان مشاوره آنلاین از طریق وب سرویس

ارتباط با درمانگران عضو باور

نسخه دارویی آنلاین و یادآور پیامکی

آزمون های روانشناختی

آخرین مقالات سایت