اطلاعات فیلم:

نام فیلم: شرم Shame (2011)

ژانر: درام

مدت زمان:  101 دقیقه

کارگردان: Steve McQueen

محصول کشور: انگلستان

بازیگران: James Badge Dale, Lucy Walters, Mari-Ange Ramirez, Michael Fassbender

10/ 7/2

 

خلاصه فیلم: این فیلم به زندگی یک مرد جوان نیویورکی به نام «براندون» می پردازد که زندگی وی به دلیل اعتیادش به رابطه جنسی دستخوش دگرگونی های زیادی می شود …

درباره منتقد:

دکتر لزلی لوتشتین مدیر سابق بخش روانشناسی در انستیتو زندگی بیمارستان هارتفورد است ( با 26 سال سابقه خدمت).

وی استاد دانشیار بالینی روانپزشکی دانشگاه پزشکی کیس وسترن رزرو  و مدرس حقوق و روان پزشکی در دانشگاه یل است و همچنین در دانشگاه های کانکتیکات و هارتفورد روانشناسی تدریس می کند.

وی روانشناس پزشکی قانونی با تخصص در زمینه سکس تراپی است.

دکتر لوتشتین همچنین رئیس هیأت مشاوره بخش پزشکی قانونی بیمارستان والی است.

او به عنوان مشاور بخش بزرگسالان دپارتمان سلامت روان و اعتیاد مشغول به کار بوده است و  در زمینه ارزیابی خطر برای مجرمان خشونت های جنسی متخصص است.

 

نقد فیلم:

استیو مک کوئین ( کارگردانی که فیلم گرسنگی او جوایز زیادی را به دست آورده است)، فیلم درخشان و بحث برانگیز دیگری با نام شرم را کارگردانی کرده است که ما را به دنیای انحرافات جنسی و سایر اشکال شهوانی پرخاشگری و نفرت می برد (Stoller, 1975).

فیلم شرم در مورد زندگی خواهر و برادری بسیار آسیب دیده ( Michael Fassbender در نقش براندون و Carey Mulligan در نقش خواهرش سیسی) است که یک زندگی جهنمی همراه با روابط جنسی انفجاری و ناپخته و هیجان های کوتاه مدت را تجربه می کنند و از آن ها به عنوان دفاعی در برابر واقعیت های غیرقابل تحمل دوران کودکیشان که شامل آزارهای جنسی و رابطه با محارم بوده و منجر به ناتوانی آن ها در دوست داشتن و دوست داشته شدن شده استفاده می کنند.

از همان صحنه ابتدایی ما با صحنه های رابطه جنسی و برانگیختگی براندون مواجه می شویم.

در طول فیلم، او به صورت منفعلانه زنان و گاهی مردان را اغفال کرده و با آن ها رابطه جنسی برقرار می کند.

در خانه و محل کار، کامپیوتر براندون همیشه به سایت های پورنو و چت روم های جنسی متصل است.

در محل کار، وقتی رئیسش او را با محتواهای جنسی که در کامپیوترش پیدا شده است مواجه می کند، فرض می کند که آن ها مربوط به براندون نبوده و برای شخص دیگری است.

در حقیقت براندون یک زندگی دوگانه دارد.

او در محل کار فردی آرام و ساکت است، در حالی که در خانه، زندگی جنسی غرق در شهوت با فوران خشونت و شرم را دارد.

این چیزی است که گلدبرگ (1995) از آن به عنوان طرد خود نام می برد و در هنگام اعمال جنسی، او با تنفری که نسبت به خود دارد عذاب می کشد.

سیسی به دوست داشتن اعتیاد دارد و محدودیت های کمی در روابطش داشته و بدن خود را به عنوان پاداشی برای دریافت توجه و رفاه به دیگران ارائه می دهد.

براندون طاقت  وابسته بودن غیر قابل تحمل او را ندارد و سیسی نیز نمی تواند خشونت و ناتوانی براندون در برقراری ارتباط عاطفی با اطرافیانش را تحمل کند.

 

 

برای بینندگان فیلم،  هیجانات واضح جنسی، تحت الشعاع درد و رنج براندون و سیسی قرار می گیرد و این واقعیت را درک می کنند که آن چه فیلم عرضه می کند رابطه جنسی نیست بلکه  غیر ممکن بودن عشق، دلبستگی و ارتباط است.

شرم یک فیلم آزاردهنده است چون هیجان جنسی در آن محدودیتی نداشته و حتی در محل کار نیز با این که ممکن است تاوان سنگینی داشته باشد، انجام می شود و سیری ناپذیری هیجانات جنسی حد و مرزی ندارد.

خان (1979) خاطر نشان کرد که ” همه انحرافات مستلزم بیگانگی اساسی از خود و  تلاش برای پیدا کردن خود در خلال تجریبات جنسی زیاد است. این انحراف تسلی ناپذیر با سیری ناپذیر بودن فرد در ارتباط است” (P,16) و این سیری ناپذیری منجر به ایجاد برنامه های درمانی در سطح کشور  ( مانند مدل دوازده مرحله ای معتادان گم نام) برای پرداختن به اعتیادهای جنسی و اجباری که فقط ناشی از اعتیاد به سایت های پورنوگرافی اینترنتی است می شود.

برای براندون و سیسی، این سیری ناپذیری جنسی هرگز خاموش نمی شود.

وقتی نفرت از خود و تنهایی آن ها را تحت کنترل خود قرار می دهند، در مورد براندون تبدیل به خشم نارسیستیک و متهم کردن خود، و برای سیسی استفاده دراماتیک از بدنش برای جلب رضایت مردان است، در حالیکه او نیازش برای  غلبه بر تنهایی حقارت آمیز  و تنفر از خود را با نزدیک شدن و وابسته بودن  برطرف می کند.

با این حال سیسی مانند برادرش، از نزدیکی عاطفی می ترسد چون در نهایت همیشه فرد اشتباهی را انتخاب می کند.

برای سیسی سرسپردگی عاطفی به فرد اشتباه، یک قانون است.

برای براندون، درگیری عاطفی به معنای از دست دادن خود و مرگ است.

حوزه های شناخته شده ای در اغلب روان درمانی هایی که با تمایلات جنسی عصبی سرو کار دارند وجود دارد که در آن ها افراد تنها عاشق کسانی می شوند که اعتقاد دارند لایق آن نیستند.

همه این اتفاقات به صورت ناهشیار رخ داده و بسیار خطرناک هستند.

هم برای براندون و هم برای سیسی، خودبیزاری با شرم شدیدی ترکیب شده است (Morrison, 1989)، که هم در مورد پایان رابطه جنسی و هم آغاز رابطه جنسی جدید وجود دارد و بدون روان درمانی بینشی ، تغییری در آن ایجاد نخواهد شد.

مک کوئین مانند فیلم گرسنگی، در این فیلم هم مکرراً از تکنیک اسلوموشن استفاده می کند.

در فیلم شرم، مک کوئین، حرکات آهسته قطارهای مترو و آواز خواندن سیسی به عنوان انتقال دهنده های فضای ناهشیار که منعکس کننده تنهایی براندون و سیسی و بیدار کننده احساس غیر ممکن بودن نزدیکی عاطفی است عمل می کنند.

بهره گیری مک کوئین از تصاویر جنسی در فضایی رویایی و یادآوری خاطرات کودکی که از ذهن براندون رد می شوند، تنها نشان دهنده تجربیات انسانی و منعکس کننده خاطرات ناگفته ای است که نمی توان آن ها را با کلمات بیان کرد.

کند شدن زمان ( هنگامی که سیسی آهنگ “نیویورک، نیویورک جدید” را می خواند و هنگامی که براندون در قطاری است که به آهستگی حرکت می کند) به نظر می رسد که منعکس کننده آزار جنسی در دوران کودکی و ترومایی است که در ناهشیار آن ها تا ابد وجود دارد و در واقعیت نمود پیدا کرده و همان چیزی است که گلدبرگ (1995) آن را انکار می نامد اما عملکرد آن بسیار شبیه به هذیان روانشناختی است.

 

 

شهوت رانی و ارتباطات براندون و سیسی دفاعی است علیه آن چه برایشان غیر ممکن است: صمیمیت عاطفی و نزدیکی، دلبستگی، سرسپردگی عاطفی، مهربانی و عشق.

هنگامی که سیسی در کنار براندون می خوابد یا او را در حال خودارضایی می بیند با خشم نارسیستیک براندون مواجه می شود (Kohut, 1971) و او فوراً سیسی را از خانه اش بیرون می کند ( راه حل شخصیت های مرزی برای از بین بردن ابژه بد).

این لحظه تعیین کننده ای برای سیسی است، کسی که  به خاطر افسردگی و احساس رها شدگی اش ساختار از هم پاشیده ای دارد و زندگی بدون براندون برایش خالی از امید است ( شخصیت پارانوئید، وابستگی منفعلانه و ساختار شخصیتی بیزار از خود منجر به فرار می شود).

این یک موضوع آشنا برای درمانگرانی است که به درمان اعتیاد می پردازند (Flores, 2011) و چیزی است که کوهات (1971) آن را اختلال اعتیاد خودشیفتگی اولیه  می نامد.

این فقط یک فیلم ساده در مورد اجبار جنسی نیست بلکه فیلمی در مورد اثرات ترومای جنسی در دوران کودکی بر رشد دوران بزرگسالی است که شامل مازوخیسم، خودبیزاری و شرم است و به صورت تحریف واقعیت، محدود شدن ذهنیت و محدود ساختن شناخت و تصورات فرد می شود.

براندون و سیسی منعکس کننده آن چه که شنگولد (1989) به عنوان قتل روح یا تخریب توانایی فرد برای ایجاد صمیمیت یا عشق در نتیجه سوء استفاده جنسی در کودکی می نامد هستند.

افرادی که روحشان در نتیجه مورد سوء استفاده جنسی واقع شدن در دوران کودکی به قتل رسیده معمولاً احساس بیزاری از خود و شرم را تجربه می کنند.

این مضامین در سنین بزرگسالی به صورت اعتیاد نمود پیدا می کند.

به گفته فلورس (2011) اختلالات دلبستگی در زمینه تمام اعتیادها وجود دارد.

در اصل، این فیلم در مورد دلبستگی ناایمن است (Bowlby, 1969) و خاطراتی که اعمال جنسی را به صورت کابوسی تکرار شونده برای فرد تبدیل کرده و تازمانی که تحت درمان قرار نگیرد، هرگز از این کابوس بیدار نخواهد شد.

مانند تمامی انواع اعتیاد، درمان این نوع اعتیاد نیز در کوتاه مدت امکان پذیر نیست.

تکنیک مک کوئین در تمرکز بر ” نگاه خیره” یاد آور کار Schore (2003) اسم که مربوط به رشد نیمکره راست مغز در نگاه مادر به نوزاد است.

وقتی نوزاد متولد می شود، مادر و نوزاد در ابتدا نسبت به هم غریبه هستند و در پی چیزی هستند که به نظر غیرممکن می رسد؛ و آن چیزی نیست جز ارتباط عاطفی، امنیت و عشق.

و برای براندون و سیسی، چنین محبت و نزدیکی یک آرزو بوده و  برای دنبال کردن روابط در بزرگسالی به عنوان جایگزینی برای تخیلات دوران کودکی هستند زیرا در اولین تلاش برای نزدیکی به خانواده ناکام مانده اند.

در فیلم شرم، براندون و سیسی، ترومای رابطه خود را با توجه به رابطه جنسی و نقش های جنسی نشان می دهند.

 

 

در یکی از صحنه های فیلم، براندون از نگاه خیره و حضور ساکت خود ( در برابر هیجانات شدید رئیسش) برای اغوا کردن زنان استفاده می کند.

تمایل سیسی برای جذب مردان قدرتمند و انجام رابطه جنسی با آن ها، صرف نظر از این که آن ها چه کسانی هستند، منجر به این می شود که به دنبال قدرت و حمایت مردانی باشد که برایش به عنوان تکیه گاه عمل کرده و به او محبت کنند (Kaplan, 1991).

در یک صحنه، به نظر می رسد سیسی از این که در برابر براندون برهنه باشد بسیار راحت است و در رختخواب او را نوازش می کند.

با این حال، هنگامی که سیسی تلاش می کند تا با براندون صمیمی تر شده و از نظر فیزیکی به او نزدیک شود، او عصبانی شده و سیسی را تحقیر می کند و در نهایت به سمت او حمله ور می شود ( صحنه ای عجیب که حاکی از خاطره تجاوز به سیسی در کودکی است) و سپس او را در سکوت رها کرده و تلفن های اورا که ناامیدانه درخواست دیدارش را دارد بدون پاسخ می گذارد.

امکان ندارد این فیلم پایان خوشی داشته باشد.

آنچه که از ابتدا در وجود براندون و سیسی شکسته شده است، نمی تواند بدون کمک یک متخصص ترمیم شود.

و بدون کمک یک فرد حرفه ای، دنبال کردن تمایلات جنسی در برخی شرایط می تواند حتی کشنده باشد.

تمامی این اعمال شامل تحریف در درک واقعیت و تفکرات هذیانی و فریب خود می شود.

اعمال جنسی تنها می توانند به صورت تسکین موقتی عمل کنند.

یک لحظه تعیین کننده برای براندون زمانی است که  همکارش ماریان ( با بازی Nicole Beharie) برای صرف غذا بیرون می رود، کسی که وقتی از او در مورد طولانی ترین مدت رابطه اش سوال می پرسد او را با آسیب دیدگی اش مواجه می کند.

وقتی براندون پاسخ می دهد ” چهار ماه”، او با تعجب می گوید: ” تو باید شانسی به خودت بدهی”.

اما به نظر می رسد که براندون منظور او را متوجه نشده است.

این مکالمه کوتاه باعث می شود که آن ها با یکدیگر رابطه جنسی برقرار کنند اما هنگامی که صمیمیت و عشق وجود دارد براندون قادر به انجام رابطه نیست.

 

 

علاقه زیاد مک کوئین به نگاه خیره در جذابیت، بر انگیختگی و هیجان در صحنه های باز و بسته فیلم مشاهده می شود.

در آغاز براندون در مترو است و نگاه خیره شهوانی و اغواگرانه ای را با زنی غریبه (Lucy Walters) برقرار می کند.

پس از اندکی تأخیر او به دنبال آن زن می رود اما در شلوغی گمش می کند.

در پایان فیلم، باز هم براندون آن زن را در مترو می بیند که این بار نگاهش بسیار اغواگرانه و نافذ است.

او این بار نمی خواهد از احساساتش فرار کند.

در هر دو صحنه، نگاه براندون از چشمان زن به حلقه ازدواجی که در دستانش است جابجا می شود (نماد هنجارهای اجتماعی و ارزش ها، پیوندهای مقدس، روابط ماندگار، که همه برای براندون نامفهوم هستند) که به راحتی توسط شخصی که دچار شهوت شده نقض می شود.

نگاه خیره براندون همچنین می تواند به شرمی که پس از آن تجربه می شود اشاره داشته باشد ( هنگامی که شرم بالا می آید و به عنوان منبع تعارض تجربه می شود،بخصوص در اختلالات شخصیتی درمان قابل اجراست).

برای مک کوئین، این نگاه خیره دلالت بر چیزی بیشتر از اغوا کردن و آرزوهای ممنوع برای رابطه جنسی دارد زیرا تمام برخوردهای جنسی برای براندون و سیسی به صحنه های رابطه نامشروع محارم با هم در کودکی بازمی گردد، جایی که در ناهشیارشان در آن باقی مانده اند.

برای بینندگان ، رابطه نامشروع بین براندون و خواهرش سیسی باعث برانگیخته شدن ناراحتی شدید می شود.

این فیلم هم آزاردهنده و هم روشن کننده است، اما در عین حال فیلمی است که در آن مک کوئین به صورت اساسی به صمیمیت و عشقی که در روابط به دنبال آن هستیم پرداخته است.

برای یک فرد معتاد، ممکن است دیدن این فیلم بسیار کسالت آور بوده و علاقه ای به دیدن آن نداشته باشد.

مترجم: عاطفه غرقی، روانشناس

 

منابع:

Bowlby, J. (1969). Attachment and loss: Vol. I. Attachment. New York, NY: Basic Books.

Flores, P. (2011). Addiction as an attachment disorder. New York, NY: Jason Aronson.

Goldberg, A. (1995). The problem of perversion: The view from self psychology. New Haven, CT: Yale University Press. PsycINFO →

Kaplan, L. (1991). Female perversions: The temptations of Emma Bovary. New York, NY Doubleday.

Khan, M. (1979). Alienation in perversions. New York, NY: International Universities Press

Kohut, H. (1971). The analysis of the self: A systematic approach to the psychoanalytic treatment of narcissistic personality disorders. New York, NY: International Universities Press. PsycINFO →

Lothstein, L. (2001). Treatment of non-incarcerated sexually compulsive/addictive offenders in an integrated multimodal and psychodynamic group therapy model. International Journal of Group Psychotherapy, 51, 553–570. http://dx.doi.org/10.1521  ijgp.51.4.553.51308 PsycINFO →

Morrison, A. P. (1989). Shame: The underside of narcissism. Hillsdale, NJ: Analytic Press PsycINFO →

Schore, A. (2003). Affect dysregulation and disorders of the self. New York, NY: Norton PsycINFO →

Shengold, L. (1989). Soul murder: The effects of childhood abuse and deprivation. New Haven, CT: Yale University Press. PsycINFO →

Stoller, R. (1975). Perversion: The erotic form of hatred. New York, NY: Pantheon Books PsycINFO →

نویسنده

دکتر آرش هیربد

دکتر آرش هیربد

من دکتر آرش هیربد دوره پزشکی عمومی را در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان و تخصص روانپزشکی را در دانشگاه شهید بهشتی گذراندم. در بیمارستان آتیه به عنوان روانپزشک و مسئول دفتر سلامت روان مشغول به کار هستم. در کلینیک هیربد به عنوان موسس و مسئول فنی و روانپزشک بزرگسال فعالیت دارم. در زمینه اختلالات خلقی، اضطرابی، وسواس ، اختلالات خواب و… می توانم به شما کمک کنم.

چرا باور داشته باشیم ؟

پایش و سنجش آنلاین نتایج درمان

نوبت دهی آنلاین

آزمون های آنلاین روانشناختی معتبر

امکان مشاوره آنلاین از طریق وب سرویس

ارتباط با درمانگران عضو باور

نسخه دارویی آنلاین و یادآور پیامکی

آزمون های روانشناختی

آخرین مقالات سایت