اطلاعات فیلم:

 نام فیلم: فروشنده (2016) The salesman

ژانر: درام- اجتماعی

مدت زمان:  125 دقیقه

کارگردان: اصغر فرهادی

محصول کشور: ایران

بازیگران: شهاب حسینی، ترانه علی دوستی، بابک کریمی، مینا ساداتی

10/ 7/8

خلاصه فیلم: فیلم فروشنده به زندگی زن و شوهری پرداخته که در حال بازی در نمایشنامه مرگ فروشنده اثر آرتور میلر هستند. نمایشنامه درباره‎ی فروشنده ای به نام ویلی است که فکر می کند برای اینکه زندگی شرافتمندانه ای داشته باشد تنها باید به ثروت اندوزی و کسب محبوبیت میان دیگران بپردازد.

 

درباره منتقد:

کیت اوتلی روانشناس شناختی است که تحقیقات خود را روی هیجانات و روانشناسی خواندن و نوشتن داستان انجام می دهد.

 او همچنین نویسنده رمان است.

وی عضو انجمن سلطنتی کانادا و مدیر برنامه علوم شناختی دانشگاه تورنتو است.

رمان اخیر او تاریخ طبیعی (Viking Penguin, 1998)، و آخرین کتاب او هیجانات: یک تاریخچه کوتاه(Blackwell,2004) است.

 

نقد فیلم:

تصاویر ابتدایی فیلم فروشنده، به نویسندگی و کارگردانی اصغر فرهادی، یک صحنه تئاتر را نمایش می­ دهد.

در این صحنه عماد ( شهاب حسینی ) و همسرش رعنا (ترانه علیدوستی) را میبینیم که به آن­ها گفته شده که باید آپارتمان خود در تهران را تخلیه کنند چون ساختمان شروع به ترک خوردن کرده و به علت گودبرداری ساختمان مجاور خطر ریزش آن وجود دارد.

عماد و رعنا، عصرها در نقش ویلی و لیندا، در نمایش مرگ فروشنده، اثر آرتور میلر (1995/ 1949) بازی می کنند.

وقتی آن­ها به بابک ( بابک کریمی) که همبازیشان در تئاتر است می گویند که باید محلی که در آن زندگی می کنند را تخلیه کنند، پیشنهاد می دهد که آپارتمان او را که به تازگی تخلیه شده است اجاره کنند.

عماد و رعنا به آپارتمان خالی او نقل مکان می کنند.

یک روز عصر، عماد دیر به خانه باز می گردد.

زنگ در به صدا در می آید و رعنا که فکر می کند عماد پشت در است، آن را باز کرده و به حمام می رود تا دوش بگیرد.

اما عماد پشت در نیست.

وقتی عماد به خانه باز می گردد، ردی از خون را در راه پله و کف حمام مشاهده می کند ولی رعنا آن جا نیست.

همسایه ها صدای جیغ او را شنیده اند و او را در حالی پیدا کرده اند که مورد حمله قرار گرفته است.

آن ها رعنا را به بیمارستان برده اند.

فیلم فروشنده The Salesman
فیلم فروشنده The Salesman

در این جا ما با یکی از ابهامات فیلم مواجه می شویم.

آیا رعنا مورد تجاوز قرار گرفته است؟

در بیمارستان عماد رعنا را در حالی که بدنش بانداژ شده است پیدا می کند.

او با وحشت به همسرش نگاه می کند.

در اینجا با ابهام دیگری مواجه می شویم.

آیا  ناراحتی عماد از درد و رنجی است که همسرش به علت وقوع حادثه تجربه می کند یا به علت احساس ناراحت کننده ای که در خودش نسبت به این اتفاق وجود دارد؟

وجود چنین ابهاماتی، از ویژگی­ های مهم فیلم ­های ساخته شده توسط فرهادی است.

ارتباط او با ما به عنوان تماشاگران فیلم، به نحوی است که برخی چیزها را نفهمیم و درک نکنیم  (Djikic & Oatley, 2014).

فیلم­ های فرهادی به معنای واقعی کلمه هنرمندانه هستند.

او چیزهایی را به ما نشان می­ دهد و سپس به صورت ضمنی از ما می پرسد: ” شما چه فکر می کنید؟”

پس از این که عماد رعنا را در بیمارستان ملاقات می کند با همسایه ها در مورد این که چه کسی رعنا را به بیمارستان آورده است صحبت می کند.

آن ها می گویند فردی که قبلاً در آن آپارتمان زندگی می کرده زنی بدنام بوده و به نظر می رسد که فرد متجاوز یکی از مراجعان او بوده باشد.

 هم عماد هم رعنا از این که همسایه ها فهمیده اند که چه اتفاقی رخ داده است وحشت زده هستند.

فرد متجاوز مقداری پول در آپارتمان باقی گذاشته است.

آیا این امر نشان دهنده این است که او با رعنا رابطه جنسی برقرار کرده است؟

رعنا حرفی نمی زند.

عماد متوجه می شود که او علاوه بر پول، دسته کلید و تلفن همراهمش را نیز جا گذاشته است.

علی رغم تمام این شواهد قانع کننده، هم رعنا و هم عماد تصمیم می گیرند که به پلیس اطلاع ندهند.

آن ها جرأت ندارند تا شهادت بدهند، و از طرفی از این که دیگران، بخصوص هم بازیان آن ها در تئاتر،  از حادثه خبردار شوند به شدت می ترسند.

در این میان، عماد از بابک بسیار عصبانی است زیرا به او نگفته است که ساکن قبلی آن خانه زن بدنامی بوده است.

عماد به بابک نمی گوید که رعنا مورد حمله قرار گرفته است.

در عوض، او خشم خود را در هنگام ایفای نقش فروشنده، با کلماتی که در نمایشنامه نبوده است ابراز کرده و بابک را که نقش چارلی را ایفا می کند، مورد سرزنش قرار می دهد.

نقطه اوج دیگر داستان زمانی است که این زوج فرزند چهارساله زنی که همبازی آن ها در تئاتر است را به منزل می آورند.

آن ها کودک را به خوبی می شناسند و او را دوست دارند و رعنا شام مخصوصی برایش درست کرده است.

همه خوشحال هستند و به نظر می رسد که این زوج در حال بهبود و بازیابی رابطه خود هستند.

پسربچه با لذت آشکاری شروع به خوردن غذا می کند.

عماد از رعنا می پرسد که آیا از کارت بانکی برای خرید مواد غذایی استفاده کرده است؟

رعنا جواب می دهد که نتوانسته کارت را پیدا کند اما از پول هایی که در کشو بوده و فکر کرده عماد آن ها را برایش گذاشته استفاده کرده است.

اما این پولی بود که فرد متجاوز به جا گذاشته بود.

عماد خشمگین می شود و می گوید دیگر غذا را نخورند و آن را بیرون بریزند.

با استفاده از دسته کلیدی که فرد متجاوز به جای گذاشته، عماد وانت سفید او را که از همان شب حادثه بیرون ساختمان پارک شده است را پیدا می کند.

فیلم فروشنده The Salesman
فیلم فروشنده The Salesman

او صاحب وانت را که پسر جوانی است که هر از گاهی با آن کار می کند پیدا می کند.

عماد تصمیم می گیرد تا پسر جوان را در برابر خانواده دختر جوانی که قصد ازدواج با او را دارد رسوا نماید.

اکنون زمانی رسیده است که باز هم شوکه شویم.

عماد متوجه می شود که فرد متجاوز صاحب وانت نیست بلکه پدر نامزد پسر جوان است که گاهی روی وانت او کار می کند.

وقتی او شواهدی پیدا می کند که فرد متجاوز پیرمردی است که مشکل جدی قلبی دارد، او را متهم می کند.

مرد می گوید ” من وسوسه شدم”.

عماد برای تحقیر پیرمرد، نقشه می کشد تا او را جلوی همسر و دختر و داماد آینده ­اش رسوا کند.

من دیگر چیزی از ادامه فیلم نمی گویم، در عوض شما را به دیدن این فیلم جذاب توصیه می کنم.

موضوعی که ظاهراً فیلم در مورد آن صحبت می کند، آپارتمان محل زندگی عماد و رعنا است، اما در طول فیلم با داستانی از آرتور میلر ادامه می یابد، که در آن ویلی لومان، با این که یک فروشنده سیار است، اما بر اساس ویژگی های شخصیتی جذابی که دارد کالاهایش را می فروشد.

او فکر می کند که در زندگی هیچ دستاوردی ندارد.

 پسر ولی همراه زنی که با او رابطه خارج زناشویی برقرار کرده، با نفرت نزد او می آید و ویلی شرمسار می شود.

اما او بیمه عمری دارد که ما تواند پس از مرگش برای همسرش سودبخش باشد.

از آن جایی که ولی فکر می کند مرگش نفع بیشتری نسبت به حیاتش خواهد داشت،دست به خودکشی می زند.

در یکی از صحنه­ های فیلم، عماد در صحنه تئاتر در نقش ویلی، در تابوت دراز کشیده است و این ممکن است باعث شود به این فکر کنیم که شاید عماد آرزوی مرگ دارد.

به گفته گافمن (1959)، همه ما در زندگی اجراهای خود را داریم.

اگر بخواهیم استعاره گافمن را در مورد نمایش آرتور میلر به کار ببریم، می توانیم بگوییم آن چه که می فروشیم، می تواند منعکس کننده شخصیت ما باشد.

این کالاها می تواند تعهد زناشویی ما یا شایستگی ما برای جذب توجه دیگران باشد.

شاید در میان کالاهایی که به کسانی که دوستشان داریم ( دوستان، همکاران و همسایگان) پیشنهادشان می دهیم، شرافت و حیثیت ما وجود داشته باشد.

این ها چقدر آسان می توانند زیر سوال بروند.

و هنگامی که نابود شوند، چگونه می توان آن ها را دوباره بازسازی کرد.

ممکن است فکر کنیم که عنوان فیلم مردانه است: مرد فروشنده.

عماد، مردی است که بیشتر از همسرش رعنا -زنی که مورد حمله قرار گرفته- تحت تأثیر این واقعا قرار گرفته است.

اینجا ابهام دیگری وجود دارد: چگونه چنین چیزی ممکن است؟

یک تشابه دیگر فیلم با نمایش آرتور میلر، صحنه شرمگین شدن پیرمردی است که به رعنا حمله کرده است.

مانند صحنه ای از نمایش آرتور میلر که در آن پسر ویلی متوجه خیانت پدرش می شود، عماد نیز آن مرد را که همسر دارد و پدر دختر جوانی است، و نه فقط خیانتکار بلکه فردی است که به ملاقات زن بدنام آمده و شاید یک تجاوزکار باشد را پیدا می کند.

فیلم فروشنده The Salesman
فیلم فروشنده The Salesman

بنا بر نظر شف و رتزینگر (2001)، شرم، هیجانی است که هم در جامعه آمریکایی و هم در جامعه ایرانی شناخت آن دشوار است.

در نتیجه این دشواری، آن ها از اصطلاح ” مارپیچ شرم- خشم” استفاده می کنند.

شرم دگرگون می شود و در حالت شدید خود تبدیل به خشم شده و در حالات شدیدتر تبدیل به پرخاشگری می گردد.

الیسون، گاروفالو و ولوتی (2014) بیان کردند که دلایل تکاملی برای این دگرگونی وجود دارد زیرا شرم یک تهدید است و این در معرض تهدید قرار گرفتن، منجر به پرخاشگری ما می شود.

در موارد ضروری، ما ممکن است فکر کنیم که عصبانیت از خودمان قابل قبول تر از پستی و حقارتی است که ممکن است در مواجهه با اطرافیان با آن روبرو شویم.

در فیلم فروشنده می بینیم که در مورد عماد ، این دگرگونی در مقابل چشمانمان رخ می دهد.

در انتهای فیلم عماد و رعنا  در حال گریم  هستند و برای  اجرای دیگری آماده می شوند.

حال آن ها چگونه اجرایی برای مخاطبین، دوستان و دیگران می توانند داشته باشند؟

 

مترجم: عاطفه غرقی، روانشناس

 

منابع:

Djikic, M., & Oatley, K. (2014). The art in fiction: From indirect communication to changes of the self. Psychology of Aesthetics, Creativity, and the Arts, 8, 498–505.

http://dx.doi.org/10.1037/a0037999 PsycINFO →

Elison, J., Garofalo, C., & Velotti, P. (2014). Shame and aggression: Theoretical considerations. Aggression and Violent Behavior, 19, 447–453. http://dx.doi.org/

10.1016/j.avb.2014.05.002 PsycINFO →

Goffman, E. (1959). The presentation of self in everyday life. New York, NY: Doubleday.

PsycINFO →

Miller, A. (1995). Death of a salesman. New York, NY: Cambridge University Press. (Original work published 1949)

Scheff, T., & Retzinger, S. (2001). Emotions and violence: Shame and rage in destructive conflicts. Lincoln, NE: IUniverse.

نویسنده

دکتر آرمین هیربد

دکتر آرمین هیربد

دکترای حرفه ای پزشکی (MD)، دانشگاه علوم پزشکی تهران (۱۳۸۷-۱۳۹۵)

چرا باور داشته باشیم ؟

پایش و سنجش آنلاین نتایج درمان

نوبت دهی آنلاین

آزمون های آنلاین روانشناختی معتبر

امکان مشاوره آنلاین از طریق وب سرویس

ارتباط با درمانگران عضو باور

نسخه دارویی آنلاین و یادآور پیامکی

آزمون های روانشناختی

آخرین مقالات سایت