متأسفانه، هنوز روان درمانی موضوعی شناخته نشده است و بسیاری از افسانه ها درباره آن همچنان پابرجا هستند.

مشکل چیست؟

این سو تفاهم ها می تواند از یاری رسانی و بهتر شدن افراد جلوگیری کند – و موهبتی ارزشمند را بد جلوه دهد.

در زیر، رایان هاوز، Ph.D ، روانشناس بالینی در پاسادنا ، کالیفرنیا ، نه افسانه در مورد درمان و درمانگران که هنوز وجود دارند، با بیان واقعیت زیر سؤال برده است.

در ادامه با کلینیک اعصاب و روان هیربد همراه باشید.

افسانه اول : درمان برای افرادی است که دچار مسائل “جدی” هستند

واقعیت: برخی از مردم بر این باورند که شما باید یک اختلال روانشناختی جدی داشته یا عمیقاً درصدد درمان باشید تا مجبور به مراجعه به روانشناس شوید.

در حقیقت ، تحقیقات نشان داده است که برای مثال، بیشتر زوجین، قبل از کمک گرفتن حدود شش سال با مشکلات خود سر می کنند.

انتظار، فقط مشکلات را تشدید کرده و گره گشایی و حل آنها را بسیار دشوارتر می کند.

و در اصل، دلایل زیادی وجود دارد که مردم به درمانگران مراجعه می کنند.

افراد برای کنار آمدن با اختلالات، روابط بین فردی، استرس، غم و اندوه به درمان می روند تا بفهمند چه کسی هستند و چطور می توانند از پس زندگی برآیند.

جستجو برای داشتن زندگی بهتر خجالت ندارد.

افسانه دوم: درمانگران همه، گرم و انرژی بخش هستند و مثل تیم تشویق کننده به شما می گویند که شما خیلی خوب و هوشمند هستید.

واقعیت: بیشتر درمانگران گرم و همدل هستند و برخی از مدلهای درمانی بیش از دیگران بر این حمایت گرم تأکید دارند،

اما مطمئناً همه روشهای درمانی به این روش کار نمی کنند. درمانگران مراجعین را به چالش می کشند و آموزش می دهند.

تشویق درمانی برای شوی تلویزیونی خوب است، نه برای درمان.

افسانه سوم : درمان فقط پول خرج کردن است

واقعیت: اگر درمانگران واقعاً درگیر پول درآوردن بودند ، مشاغل دیگری را انتخاب می کردند.

همانطور که هاوز گفت ، “اگر درمانگران پول می خواستند به جای دانشکده روانشناسی به دانشکده تجارت یا حقوق می رفتند.

درمانگرانی که در این کار پیشرفت می کنند، احترام عمیقی برای بشریت قائل هستند و توسط پول هدایت نمی شوند.

افسانه چهارم: درمان، همان دانش عمومی است که با عقل سلیم منطبق است

واقعیت: شما اغلب می شنوید که درمان بی معنی است زیرا تمام درمانگران همان دانش و اطلاعات عمومی را بازخوانی و تکرار می کنند.

اما، طبق گفته هاوز، “عقل سلیم خردی است که برای همه اعمال می شود ، اما درمان بینش می دهد، که این خردی مختص شما است.”

او درمان را به عنوان یک دوره دانشگاهی توصیف می کند که تنها رشته تحصیلی آن خود شما هستید.

درمان به همراه پشتیبانی از یک متخصص آموزش دیده که برای درک و راهنمایی شما برای رسیدن به اهدافتان کار می کند، به شما فضایی می دهد که فقط بر روی خودتان تمرکز کنید.

افسانه پنجم: وقتی شما فقط می توانید با دوستان خوب خود صحبت کنید، درمان غیرضروری است

واقعیت: یک باور فراگیر در فرهنگ ما وجود دارد که حمایت از یک دوست خوب می تواند به راحتی جایگزین درمان شود.

حمایت اجتماعی برای همه مهم است، خصوصاً وقتی که خیلی استرس داشته باشید.

هاوز گفت: “دوستان به شما عشق، حمایت و خرد می بخشند که می تواند بسیار ارزشمند باشد.”

اما درمان با روابط با دوستان و خانواده بسیار متفاوت است. هاوز چندین دلیل برای این حرف خود بیان می کند.

اولاً، درمانگران متخصصانی بسیار آموزش دیده هستند که سالها وقت خود را صرف تمرین و یادگیری کردند تا به تشخیص و درمان مناسبی برای مسائل شناختی، عاطفی، رفتاری و رابطه ای شما برسند.

ثانیاً، روابط متقابل است. به طور معمول دوستان به بحث و گفتگو در مورد مسائل یکدیگر می پردازند. با این حال ، وقتی تحت درمان هستید، هر جلسه به شما اختصاص می یابد.

همچنین ، در درمان ، می توانید همه چیز را افشا کنید. با دوستانتان احتمالاً خودتان را سانسور می کنید، شاید به این دلیل که نمی خواهید احساسات آنها را جریحه دار کنید یا خود یا دیگران را در شرایط  ناپسندی به تصویر بکشید.

هاوز گفت: “مکالمات دوستانه گاهی اوقات به ژیمناستیک ذهنی نیاز دارد.” به عبارت دیگر ، “شما می توانید از برخی موضوعات اجتناب کرده یا آنها را کنار بگذارید زیرا دوست خود را خیلی خوب می شناسید و پیش بینی می کنید که نظرات شما چه اثری در او بگذارد.”

و بالاخره اینکه درمان محرمانه است. “درمانگران از نظر قانونی حافظ راز هستند (به استثنای چند مورد).

برای برخی، این دلیل به تنهایی، درمان را ارزشمند می کند.”

افسانه ششم: درمان بسیار گران است

واقعیت: هزینه روان درمانی مانع شروع درمان بسیاری از افراد است. اما در واقع طیف گسترده ای در هزینه ها وجود دارد.

به گفته هاوز ، “درمان در برخی کلینیک های دولتی رایگان است و در برخی کلینیک های خصوصی با نرخ های ساعتی یک وکیل خصوصی برابر است.”

همچنین، برخی از روان درمانگران بر اساس درآمدشان به مراجعین خود پیشنهاد می دهند که به شکل اقساط هزینه را بپردازند.

هاوز همچنین خوانندگان را تشویق کرد دستاوردها و سرمایه گذاری که انجام می دهند را نیز در نظر بگیرند.

به عنوان مثال ، “چقدر پول [هر سال] برای چیزهای سطحی صرف می کنید که به شما کمک می کند تا احساس خوبی نسبت به زندگی خود داشته باشید” – مانند اتومبیل ، لباس ، شام خوب ، تعطیلات و هدیه – در حالی که برای داشتن همین حس خوب می توانید به طور مستقیم روی افکار ، احساسات و رفتارها در درمان سرمایه گذاری کنید.

” وی افزود: “به این فکر کنید که اگر به تمام توانایی خود برسید و بتوانید تمام موانع عقب نگه داشتن خود را کنار بگذارید، آن وقت چه مقدار پول بدست آورید.”

افسانه هفتم : درمانگران فقط در صورت تجربه یک چیز مشابه می توانند به شما کمک کنند

واقعیت: یک باور مشترک وجود دارد، به ویژه در محافل AA ، که برای کمک واقعی به کسی ، شما باید همان مبارزات را تجربه و بر آنها غلبه کنید. اگر آنجا نبوده باشید، نمی توانید راه حل موفقیت آمیز را درک کنید یا ارائه دهید.

به گفته هاوز ،” شما برای حل همان مسایل خود بیشتر نیاز دارید تا درک شوید، نه اینکه با درمانگر خود یک مشکل را به اشتراک بگذارید. افرادی که درد می کشند، صرف نظر از مسئله خاص خود ، می خواهند بدانند که آیا کسی می فهمد که واقعاً چه چیزی را تجربه می کنند و چه احساسی دارند، خصوصاً اگر در گذشته تجربه سؤتفاهم و درک نشدن را داشته باشند.

هاوز توضیح داد ، اما به اشتراک گذاشتن تجربیات مشابه تنها یک مسیر برای درک شدن است.

“آموزش ، تجربه بالینی و تجربه شخصی ما از احساسات یا درگیری های مشابه در یک زمینه متفاوت می تواند به ما کمک کند که درک درستی داشته باشیم.

” اکثر درمانگران آموزش دیده، در حیطه مشخصی از مشکلات و طیف خاصی از مراجعین آموزش و تجربه کسب می کنند، و در غیر این صورت به آنها دستور داده می شود که آن مراجع را به جای دیگری ارجاع دهند.”

افسانه هشتم : افرادی که به درمان می روند ضعیف هستند

واقعیت: به این شکل به موضوع نگاه کنید: آیا افرادی که به مدرسه می روند بسیار ضعیف هستند که بتوانند به خودشان آموزش دهند یا افرادی که به پزشکان مراجعه می کنند بسیار ضعیف هستند تا بتوانند خود را درمان کنند؟ البته که نه.

متأسفانه ، داشتن نگرانی های عاطفی یا شناختی به عنوان یک نقص اخلاقی یا نقص و رفع كردن مشكلات خود ضعف تلقي مي شود. اما درست برعکس است.

کمک خواستن برای مشکلات خود به معنای اقدام عملی شما برای حل آنها است.

هاوز تأکید کرد که “درخواست کمک اتفاقاً بیش از آنکه منفعلانه باشد، قدرت بیشتری می طلبد”

بعلاوه ، افراد موفق دیگری را که از مربیان، مشاوران و روانشناسان کمک گرفته اند، از جمله ورزشکاران برتر، مدیران و برندگان جایزه نوبل، در نظر بگیرید.

افسانه نهم : درمانگران برای حل مشکلات خود این رشته را انتخاب می کنند

واقعیت: بیشتر درمانگران، دلیل شخصی برای انتخاب این حرفه دارند ، “این دلیل شاید تجربه خوب درمانی برای خود ما باشد، یا یک کنجکاوی عمیق در مورد مسائل روانشناختی یا علاقه به کمک به نیازمندان” اما دلیل اولیه هرچه باشد ، هدف نهایی کمک به مراجع است.

اگر یک درمانگر نتواند بهبودی مراجع خود را سرلوحه کار خود قرار دهد ، احتمالاً از درمانگر بودن لذت نخواهند برد یا موفق نخواهند شد.

به طور کلی ، به یاد داشته باشید که هر درمانگر متفاوت است.

اگر با درمانگر به خصوصی راحت نیستید ، یک درمانگر دیگر پیدا کنید.

پرس و جو در اطراف راهی هوشمندانه برای یافتن یک درمانگر خوب است.

در اینجا 9 مورد از افسانه ها و باورهای غلط درباره روان درمانی و شکل واقعی آن مطرح شد. پیشنهاد می شود

برای تکمیل دانش در این موضوع مقاله تصورات غلط و رایج در روان درمانی را نیز مطالعه کنید.

چرا باور داشته باشیم ؟

پایش و سنجش آنلاین نتایج درمان

نوبت دهی آنلاین

آزمون های آنلاین روانشناختی معتبر

امکان مشاوره آنلاین از طریق وب سرویس

ارتباط با درمانگران عضو باور

نسخه دارویی آنلاین و یادآور پیامکی

آزمون های روانشناختی

آخرین مقالات سایت