اصطلاح رفتار در رفتار درمانی به اعمال و واکنش های مشهود فرد اطلاق می شود.

رفتار درمانی عبارتست از تغییر رفتار بیماران برای کاهش کژ کاری و بهبود کیفیت زندگی، رفتار درمانی برای انتخاب راهبردی رفتارهایی که بایستی تغییر کنند نوعی روش شناسی خاص خود را دارد که بنام تحلیل رفتار مشهود است.

همچنین رفتار درمانی برای تغییر رفتار، دارای فنون خاصی نظیر تعدیل پیشایند ها یا پیامد و ارائه دستورالعمل است.

رفتار درمانی نه تنها مراقبت های بهداشت روان را تحت تأثیر قرار داده است، بلکه تحت عنوان طب رفتاری به سایر تخصص های پزشکی نیز راه یافته است.

در ادامه با کلینیک اعصاب و روان هیربد همراه باشید

رفتار درمانی معرف کاربردهای بالینی اصول نظریه یادگیری است.

روان شناختی رفتاری یا رفتارگرایی در اوایل قرن بیستم و در واکنش به روش درون نگری که در آن زمان بر روان شناسی غلبه داشت شکل گرفت.

مثال برای رفتار درمانی
مثال برای رفتار درمانی

پدر رفتارگرایی، جان ب. واتسون، ابتدا به مطالعه روان شناسی حیوانات پرداخت. این پیش زمینه سبب شد واتسون چنین استدلال کند که روان شناسی بایستی فقط به پدیده های آشکار قابل مشاهده (یعنی رفتار آشکار) بپردازد.

بر طبق اندیشه رفتارگرایی از آنجا که محتوای ذهنی به طور علنی قابل مشاهده نیست نمی توان بررسی علمی عمیقی در مورد آن انجام داد. در نتیجه رفتار گرایان بیشتر به رفتارهای آشکار و اثرات محیطی آنها توجه می کنند.

امروزه تمرکز بر روی رفتار قابل اثبات همچنان وجه مشترک مکاتب مختلف رفتارگرایی است.

تفاوت دیدگاه های رفتاری با دیدگاههای شناختی در این است که رفتار گرایان معتقدند حوادث فیزیکی (و نه رویدادهای ذهنی) رفتار را کنترل می کنند. بر طبق رفتارگرایی، پدیده های روانشناختی یا فرضیات مربوط به آنها از نظر علمی ارزشی ندارند.

مثال برای رفتار درمانی
مثال برای رفتار درمانی

تاریخچه

سالها پیش یعنی در دهه 1920 به تدریج گزارش های پراکنده ای درباره کاربرد اصول یادگیری در درمان اختلالات رفتاری منتشر می شد، ولی در بدنه اصلی روان پزشکی و روان شناسی بالینی جدی گرفته نمی شد.

تا اینکه سرانجام در دهه 1960 رفتار درمانی به عنوان رویکردی نظامدار و جامع برای درمان اختلالات روان پزشکی (رفتاری) به منصه ظهور رسید. این اتفاق در آن روزگار هم زمان و بی ارتباط با هم در سه قاره جداگانه رخ داد.

جوزف ولپه و همکارانش در ژوهانسبورگ افریقای جنوبی با استفاده از فنون اصلی پاولوف، روان نژندی هایی آزمایشگاهی را در گربه ها ایجاد و رفع کردند.

ولپه براساس این پژوهش اولیه حساسیت زدایی نظام دار را تدوین کرد که پیشگونه (پروتوتیپ) بسیاری از راهکارهای رفتاری فعلی برای درمان اضطراب غیر انطباقی ناشی از محرک های قابل شناسایی محیط است.

تقریباً در همان زمان عده ای که در رأس آنها هانس یورگن آیزنک وام. بی شاپیرو قرار داشتند، در “مؤسسه روان پزشکی دانشگاه لندن” بر اهمیت اتخاذ رویکردی تجربی و آزمایشگاهی برای فهم و درمان بیماران تأکید کردند.

آنها استفاده از مدل های تجربی کنترل شده ای که آزمودنی واحدی داشته باشند و نیز نظریه یادگیری جدید را پیشنهاد می کردند.

سومین خاستگاه رفتار درمانی کارهایی بود که با الهام از پژوهشهای بی.اف.اسکینر روان شناس دانشگاه هاروارد انجام می شد.

دانشجویان اسکینر فناوری شرطی سازی فعال او را که در آزمایش بر روی حیوانات تدوین شده بود، در مورد مسائل بالینی انسان هم به کار بردند.

حساسیت زدایی نظام مند (سیستماتیک) رفتار درمانی

نظریه رفتار درمانی
نظریه رفتار درمانی

حساسیت زدایی نظام مند که جوزف ولپه طراحی کرد، بر اصل رفتاری شرطی زدایی مبتنی است و عبارت است از غلبه یافتن فرد بر اضطراب غیر انطباقی ناشی از یک موقعیت یا شی  از طریق روی آوردن به آنچه از آن می ترسد؛ روی آوردنی تدریجی و در حالت روانشناختی – جسمی ایکه اضطراب را مهار می کند.

در حساسیت زدایی نظام مند بیمار نخست در تن آرامی (آرام سازی) کامل قرار می گیرد و بعد با محرکی که پاسخ اضطرابی را برمی انگیزد، مواجه می شود.

واکنش منفی یعنی اضطراب را حالت تن آرامی (آرام سازی) مهار می کند؛ فرآیندی که مهار دوجانبه خوانده می شود. بیمار و درمانگر به جای استفاده از موقعیت ها یا اشیای واقعی ترس آور باید فهرستی طبقه بندی شده یا سلسله مراتبی از صحنه های اضطراب آور مرتبط با ترس بیمار را تهیه کنند.

سپس تن آرامی (آرام سازی) آموخته شده و صحنه های اضطراب آور را باید در درمان به شکلی نظام دار با یکدیگر همراه کرد.

یا این حساب حساسیت زدایی نظام مند شامل سه مرحله است:

آموزش آرام سازی (تن آرامی)، تهیه سلسله مراتب، و حساسیت زدایی محرک.

آموزش آرام سازی (تن آرامی)

غرقه سازی
غرقه سازی

آرام سازی اثراتی جسمی عکس اثرات جسمی اضطراب ایجاد می کند:

ضربان قلب را کند می کند، جریان خون محیطی را افزایش می دهد، و ثبات عصبی- عضلانی ایجاد می کند.

چندین روش برای آرام سازی تدوین شده است که برخی از آنها نظیر یوگا و ذِن از چند قرن پیش شناخته شده بوده اند.

در اکثر این روش ها از نوعی آرام سازی اصطلاحاً پیشرونده استفاده می شود که روان پزشکی به نام ادموند جاکوبسون آن را طراحی نمود.

بیمار گروه های عمده عضلات خود را به ترتیب منبسط می کند، به این ترتیب که نخست گروه های عضلات کوچک انگشتان پا را و بعد یک به یک گروه های عضلات دیگر بدن را تا سر منبسط می کند، یا برعکس از عضلات سر شروع می کند و به تدریج به عضلات پا می رسد.

برخی بالینگران برای تسهیل آرام سازی از هیپنوتیزم کمک می گیرند یا با استفاده از ضبط صوت این امکان را برای بیمار فراهم می کنند که آرامسازی را خودش به تنهایی انجام دهد.

تصویرسازی ذهنی (Mental Imagery) هم روش دیگری برای آرامسازی است که در آن از بیمار خواسته می شود خود را در موقعیتی تصور کند که با خاطراتی خوشایند و آرامش آور برایش همراه است.

این تصورات باعث می شود که بیمار در حالت یا تجربه تن آرامی قرار گیرد یا طبق اصطلاحی که هربرت بنسون وضع کرده است، پاسخ تن آرامی (Relaxition response) در او ایجاد شود.

تغییرات فیزیولوژیکی که در هنگام آرام سازی (تن آرامی) روی می دهد نقطه مقابل تغییرات هنگام واکنش های آدرنرژیک استرس است که بخشی از بسیاری از هیجانات را تشکیل می دهد.

تفاوت غرقه سازی و مواجهه
تفاوت غرقه سازی و مواجهه

انقباض عضله، تعداد تنفس، سرعت ضربان قلب، فشار خون و میزان هدایت پوستی در هنگام آرام سازی کاهش می یابد.

دمای انگشتان و جریان خون آنها معمولاً افزایش می یابد.

آرام سازی تغییرپذیری سرعت ضربان قلب و تنفس را افزایش می دهد که این نشانه ای از فعال شدن دستگاه پاراسمپاتیک است.

تهیه سلسله مراتب رفتار درمانی

تهیه سلسله مراتب به این صورت است که بالینگر همه شرایط اضطراب انگیز را تعیین می کند و سپس بیمار ده تا دوازده صحنه را به صورت سلسله مراتب صعودی اضطراب فهرست می کند.

مثلاً سلسله مربوط به بام هراسی (اکروفوبیا) می تواند از اینجا شروع شود که بیمار تصور کند در کنار پنجره ای در طبقه دوم ایستاده است و به اینجا ختم شود که بیمار بر بام ساختمانی بیست طبقه به نرده های محافظ تکیه دهد و مستقیماً به پایین نگاه کند.

 

حساسیت زدایی از محرک

رفتار درمانی اسکینر
رفتار درمانی اسکینر

در مرحله نهایی که حساسیت زدایی نامیده می شود، بیمار به شکلی نظام دار و در آرامش عمیق، در طول فهرست از کم اضطراب ترین صحنه تا اضطراب آورترین آنها پیش می رود.

سرعت پیشرفت بیمار در طول فهرست را پاسخ او به محرک ها تعیین می کند.

هرگاه بیمار بی آنکه خونسردی و آرامش خود را از دست بدهد، بتواند پر اضطراب ترین صحنه سلسله مراتب را به وضوح تصور کند، در موقعیت واقعی آن هم اضطراب چندانی پیدا نخواهد کرد.

استفاده کمکی از دارو. بالینگران داروهای گوناگونی را برای تسریع حساسیت زدایی به کار برده اند، ولی این کار را صرفاً بالینگری – آن هم با احتیاط – می تواند انجام دهد که در مورد عوارض بالقوه داروها آموزش و تجربه کافی کسب کرده باشد.

سدیم متوهگزیتال که یک بار بیتورات بسیار سریع الاثر است یا دیازپام (والیوم) را به صورت داخل وریدی و به مقداری کمتر از حد بیهوش کننده تجویز می کنند.

اگر جزئیات روش کار به دقت رعایت شود، این روش تقریباً برای همه بیماران خوشایند خواهد بود و عوارض ناخوشایند اندکی خواهد داشت.

مزایای حساسیت زدایی دارویی از این قرار است: دوره آموزش مقدماتی برای آرام سازی کوتاه می شود، تقریباً همه بیماران می توانند به قدر کافی آرام شوند، و خود درمان هم ظاهراً سریع تر پیش می رود.

کاربرد ها. حساسیت زدایی نظام مند بیش از همه زمانی مؤثر است که یک محرک اضطراب آور کاملاً قابل شناسایی در کار باشد. هراس، وسواس های فکری و عملی، و برخی اختلالات جنسی با این روش به خوبی درمان شده اند.

مواجه سازی تدریجی (Graded Exposure)

رفتار درمانی
رفتار درمانی

مواجه سازی تدریجی شبیه حساسیت زدایی نظام مند است، با این تفاوت که آموزش آرام سازی در آن وجود ندارد و درمان نیز معمولاً در محیطی واقعی انجام می گیرد.

در این روش بیمار با محرک هشداردهنده تماس می یابد یا مواجه می شود تا در وهله اول بیاموزد که چنین مواجهه ای هیچ گونه پیامد خطرناکی ندارد. مواجهه براساس سلسله مراتب به تدریج انجام می شود.

برای مثال بیماری که از گربه می ترسد ابتدا از نگاه کردن به عکس گربه شروع می کند و به تدریج تا در بغل گرفتن آن پیش می رود.

غرقه سازی در روانشناسی
غرقه سازی در روانشناسی

غرقه سازی رفتار درمانی

غرقه سازی (Flooding)(که گاهی درون پاشی نامیده می شود) شبیه مواجهه تدریجی است که در آن بیمار در زندگی واقعی با شی  ترسناک مواجه می شود اما در اینجا سلسله مراتب وجود ندارد.

غرقه سازی بر این فرض مبتنی است که گریختن از تجربه اضطراب آور موجب تقویت آن اضطراب از طریق شرطی سازی می شود.

از این رو بالینگر با اجازه ندادن به بیمار برای گریز از آن موقعیت می تواند اضطراب مزبور را خاموش و از شرطی شدن رفتار اجتنابی پیشگیری کند.

بالینگر در این روش بیمار را به روبه رو شدن مستقیم با موقعیت ترس آور تشویق می کند، نی آنکه مثل حساسیت زدایی نظامدار یا مواجه سازی تدریجی، این کار به تدریج صورت گیرد. همچنین برخلاف حساسیت زدایی نظام مند هیچ گونه تمرینی برای آرام سازی در آن به کار نمی رود. به بیمار احساس ترس دست می دهد، ولی این احساس به مرور زمان کم می شود.

توفیق این روش بستگی دارد به اینکه بیمار آنقدر در موقعیت ترس آور بماند تا آرام بگیرد و احساس کند بر آن تسلط یافته است.

ترک زودرس موقعیت یا دست کشیدن زودرس از تصور آن با گریز معادل است و نهایتاً اضطراب شرطی شده و نیز رفتار اجتنابی را تقویت می کند و اثر عکس می گذارد.

گونه ای از غرقه سازی را غرقه سازی تجسمی (imaginal flooding) می نامند و در آن فرد صرفاً در خیال و تصور- نه در عالم واقع- با شیء یا موقعیتی که از آن می ترسد، روبه رو می شود.

بسیاری از بیماران غرقه سازی را به دلیل نا خوشایندی روانشناختی آن نمی پذیرند.

برای بیمارانی هم که اضطراب شدید برایشان خطرناک است (مثلاً بیماران قلبی یا دارای انطباق روانشناختی شکننده) غرقه سازی ممنوع است.

این روش بیش از همه برای بیماران دچار هراس های معین مؤثر است.

الگوگیری مشارکتی

مثال برای غرقه سازی
مثال برای غرقه سازی

در الگوگیری مشارکتی (Participant modeling) بیمار رفتار جدید را با تقلید و در درجه اول با مشاهده یاد می گیرد، بی آنکه مجبور شود تا زمانی که احساس آمادگی نکرده است، آن رفتار را انجام دهد.

درست همان طور که ترسهای غیرمنطقی از طریق یادگیری اکتساب می شوند، با مشاهده روبه رو شدن فردی (الگویی) نترس با شیء ترس آور نیز این یادگیری برطرف می شود.

این فن در مورد کودکان دچار هراس مفید بوده است، به این صورت که آنها را در کنار کودکان هم حس و هم جنسشان قرار می دهند که به شی یا موقعیت ترس آور نزدیک می شوند.

در مورد بزرگسالان نیز درمانگر می تواند فعالیت ترس آور را به آرامی توضیح دهد تا بیمار با او همانندسازی کند.

یا درمانگر می تواند فرآیند تسلط یافتن بر فعالیت ترس آور را همراه با بیمار کنش نمایی کند.

گاه نیز می توان سلسله مراتبی از فعالیت ها را فهرست کرد و نخست به فعالیتی پرداخت که کمتر از بقیه اضطراب می آورد.

فن الگوگیری مشارکتی را در مورد بازار هراسی با موفقیت به کار برده اند، به این صورت که درمانگر، بیمار را در موقعیت ترس آور همراهی می کند.

گونه ای از این روش را تمرین رفتار می خوانند و در آن بیمار مشکلات زندگی واقعی را تحت نظر یا راهنمایی درمانگر کنش نمایی می کند.

مواجهه با محرک ها در واقعیت مجازی

فنون رفتار درمانی
فنون رفتار درمانی

پیشرفت های حاصله در فن آوری رایانه امکان آن را فراهم نموده است که برای مواجهه درمانی، نشانه های محیطی در واقعیت مجازی ارائه شود.

در بیماران دچار هراس از ارتفاع، ترس از پرواز، هراس از عنکبوت، و هراس از مکان های بسته مواجهه با واقعیت مجازی مفید گزارش شده است. در این رشته کارهای آزمایشی زیادی در حال انجام است.

در یک مدل برای غلبه بر بازار هراسی (آگورافوبیا) از تجسمی استفاده می شود که آکنده از تجسم های دیگر (و از جمله درمانگر) است و بیمار به کمک آن راه رفتن در یک سوپر مارکت شلوغ را تمرین می کند.

جرأت آموزی (Assertiveness training)

جرأتمندی طبق تعریف عبارتست از رفتاری که فرد را قادر می سازد براساس منافع خود عمل کند، بدون آنکه دچار اضطراب نابجا شود از خودش دفاع کند، به راحتی احساسات واقعی خود را ابراز کند و از حقوق شخصی خود استفاده کند بدون آنکه حقوق دیگران را زیر پا بگذارد.

دو دسته از موقعیت ها اغلب نیازمند رفتارهای جرأتمندانه هستند:

  1.  حدّ و حدود گذاشتن در برابر دوستان یا بستگاه سمج،
  2.  موقعیّت های تجاری نظیر تسلیم بازارگرمی نشدن یا پافشاری برای برگرداندن یک جنس معیوب.

 

در برنامه های اولیه جرأت آموزی رفتارهای خاصی به عنوان جرأتمندانه تعریف می شد.

برای مثال افراد تشویق می شوند اگر در صف سوپر مارکت کسی از آنها جلو زد قاطعانه رفتار کنند.

امروزه توجه فزاینده ای به بافتار می شود، یعنی جرأتمندانه بودن یک رفتار در این موقعیّت به شرایط موجود بستگی دارد.

آموزش مهارت های اجتماعی

تکنیک غرقه سازی
تکنیک غرقه سازی

علایم منفی در بیماران دچار اسکیزوفرنیا نقائص رفتاری هستند که از مشکلات مربوط به جرأتمندی فراتند. این بیماران رفتارهای ابزارگرانه ناکافی دارند و کنترل محرک در رفتارهای اجتماعی آنها نامتناسب است (یعنی متوجه نشانه ها و سرنخ های اجتماعی نمی شوند).

به همین ترتیب بیماران دچار افسردگی اغلب به دلیل فقدان مهارت های اجتماعی تقویت اجتماعی چندانی دریافت نمی کنند و مشخص شده آموزش مهارت های اجتماعی در درمان افسردگی مؤثر است.

بیماران دچار جمعیت هراسی نیز مهارت های اجتماعی نوجوانان را کسب نکرده اند، در واقع رفتارهای اجتماعی دفاعی این بیماران (مانند اجتناب از تماس چشمی، بیانات کوتاه و مختصر و خودافشایی ناچیز) احتمال طردی که از آن می ترسند را افزایش می دهد.

برنامه های آموزش مهارت های اجتماعی در بیماران دچار اسکیزوفرنیا مهارت در حوزه های زیر را پوشش می دهند:

مکالمه، مدیریت تعارض، جرأتمندی، زندگی اجتماعی، دوستی و قرار عاشقانه گذاشتن، کار و حرفه و درمان دارویی. هر یک از مهارت ها چندین جزء دارد.

برای مثال مهارت های جرأتمندی شامل موارد زیرند:

ابزار درخواست، امتناع از درخواست دیگران، شکایت کردن، پاسخ به شکایات دیگران، ابراز احساسات ناخوشنایند، درخواست اطلاعات، عذرخواهی کردن، ابراز ترس، و امتناع از مصرف الکل و داروهای خیابانی. هر جزء شامل چند قدم اختصاصی است.

برای مثال مدیریت تعارض شامل این موارد است:

مهار مذاکره، مصالحه، مخالفت سنجیده و ظرف، پاسخ به اتهامات نادرست و ترک موقعیت های کاملاً استرس زا. موقعیتی که در آن مهارت مدیریت تعارض را می توان به کاربرد زمانی است که بمیار و دوستش تصمیم می گیرند به سینما بروند و فیلم های انتخابی آنها متفاوت است.

برای مثال مذاکره و مصالحه شامل گام های زیر است:

1- توضیح مختصر دیدگاه های خود

2- گوش دادن به دیدگاه طرف مقابل

رغبت زدایی (درمان بیزارگرانه)

هرگاه محرک نامطبوع (مجازات) را بلافاصله پس از پاسخ رفتاری معینی اعمال کنند، به لحاظ نظری پاسخ مزبور نهایتاً مهار و خاموش می شود. چندین نوع محرک نامطبوع به کار می رود: شوک الکتریکی، مواد تهوع آور، تنبیه بدنی، و عدم تأیید اجتماعی. محرک منفی با رفتار جفت می شود و در نتیجه رفتار سرکوب می شود. رفتار ناخواسته ممکن است پس از یک سلسله از توالی ها از بین برود. رغبت زدایی را برای سوء مصرف الکل، پرافیلیاها، و سایر رفتارهای تکانشی یا وسواسی به کار برده اند، ولی این روش به چند دلیل مورد توافق همگان نیست. مثلاً مجازات همیشه به کاهشی در پاسخ- که انتظار می رود- نمی انجامد و گاه می تواند تقویت کننده مثبت باشد. در برخی فرهنگها رغبت زدایی اثرات مثبتی در درمان اعتیاد به مواد افیونی داشته است.

حساسیت زدایی و بازپردازش حرکات چشم

مثالی از غرقه سازی واقعی
مثالی از غرقه سازی واقعی

حرکات جهشی (ساکادیک) چشم، نوسانهایی سریع در چشم اند که وقتی فرد شیئی را دنبال می کندکه در طول خط دید جلو و عقب می رود، پیدا می شوند. در چند مطالعه نشن داده شده که وقتی فرد واقعه ای اضطراب آور را تصور می کند یا به آن می اندیشد، اگر حرکات جهشی در چشمش القا شود، ممکن است فکر یا تصور مثبتی در وی ایجاد شود که به کاهش اضطراب می انجامد. حساسیت زدایی و بازپردازش حرکات چشم (EMDR) را در اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) و هراس ها به کار برده اند.

تقویت مثبت

هرگاه به دنبال یک پاسخ رفتاری، واقعه ای در مجموع پاداش بخش نظیر دریافت غذا، اجتناب از درد، یا تحسین شدن رخ دهد، پاسخ مزبور تقویت می شود و با بسامدی بیشتر از زمانی که هنوز پاداش داده نشده بود، اتفاق می افتد. این اصل را در موقعیت های گوناگونی به کار برده اند. در بخش های بیمارستانی، به بیماران دچار اختلالات روانشناختی در قبال انجام رفتاری مطلوب پاداشی مثل بٌن داده می شود که آنها با آن بٌنها می توانند کالاهیی تفننی برای خود بخرند یا از امتیازهای مشخصی برخوردار شوند. این فرآیند فرآیند که اقتصاد ژتونی خوانده می شود، در اصلاح رفتار موفق بوده است.

نتایج

 

رفتار درمانی برای اختلالات گوناگونی موفق بوده است و به راحتی میتوان آن را آموزش داد. این درمان کمتر از درمان های دیگر وقت می برد و برای بیمار نیز ارزانتر تمام می شود. این روش برای علائم رفتاری محدود مفید است، اما کژکاری های کلان (مثل تعارض های روان نژندانه یا اختلالات شخصیت) را نمی توان با آن درمان کرد.

اختلاف نظر بین روان کاوان و رفتارگرایان همچنان پابرجاست و این اختلاف نظر در این گفته آیزنک به خوبی جلوه می کند: “بنابر نظریه یادگیری، علائم روان نژندانه صرفاً عاداتی هستند که فرد آنها را یادگرفته است.

جز خود آن علائم، هیچ روان نژندی ای پشت آنها وجود ندارد.

به صرف رفع شر علائم، روان نژندی هم برطرف شده است.” نظریه پردازان دارای گرایش روان کاوانه بر رفتار درمانی این خرده را گرفته اند که صرفاً رفع یک علامت می تواند منجر به جایگزینی علامت دیگری شود.

به عبارت دیگر، اگر علائم را پیامد تعارضهایی درونی ندانیم و به علت اصلی آنها نپردازیم یا آن علت الی را برطرف نکنیم، نتیجه جز تولید علائم جدید نخواهد بود. اما هنوز معلوم نیست که آیا چنین اتفاقی واقعاً روی می دهد یا خیر.

چک لیست رفتارهای درمانگر- آموزگر از نظر صلاحیت در آموزش مهارتهای اجتماعی

مثال برای غرقه سازی واقعی
مثال برای غرقه سازی واقعی
  1. باید به بیمار در وضع و حذف اهداف بین فردی معینی فعالانه کمک کند.
  2. باید پیش از شروع ایفای نقش انتظاراتی مثبت، جهتگیری ای درمانی، و انگیزش ایجاد کند.
  3. از نظر موارد زیر باید در خلق صحنه های احتمالی به بیمار کمک کند: «چه هیجان یا ارتباطی؟»، «چه کسی هدف بین فردی است؟»؛ «کجا و چه هنگام؟».
  4. با تنظیم صحنه و تفویض نقشها به بیمار و اطرافیانش باید ایفای نقش را ساختار بدهد.
  5. باید بیمار را در تمرین رفتار درگیر کند و او را به ایفای نقش با دیگران وادارد.
  6. خودش یا سایر اعضای گوره باید مدلی از بدیل های مناسب را به بیمار ارائه دهند.
  7. در حین ایفای نقش باید متن و سرنخ های آن را به بیمار یادآوری کند.
  8. سبک فعالی را در آموزش باید در پیش بگیرد: بیمار را باید تعلیم دهد، سایه به سایه او را تعقیب کند، اصلاً از صندلیش بیرون بیاید، و از نزدیک او را پایش و حمایت کند.
  9. باید به خاطر برخی مهارتهای رفتاری کلامی و غیرکلامی بازخورد مثبت به بیمار بدهد.
  10. افراطها یا تفریط های رفتاری کلامی و غیرکلامی بیمار را باید مشخص کند و بدلیل های سازنده ای را به جای آنها پیشنهاد کند.
  11. رفتار نامناسب و مزاحم را باید نادیده بگیرد و یا مهار کند.
  12. با اهدافی کوچک و قابل حصول باید رفتارهای مطلوب را در بیمار شکل دهد.
  13. باید از بیمار بخواهد که موقعیت مشکل زایی بیافریند و آن را در تمرین رفتار یا ایفای نقش به کار گیرد.
  14. باید نواقص بیمار را از نظر درک اجتماعی و حل مسئله تعیین و درمان کند.
  15. باید تکالیفی معین، انجام پذیر، و مفید به بیمار بدهد.

 طب رفتاری

مثال برای رفتار درمانی
مثال برای رفتار درمانی

در طب رفتاری از مفاهیم و روش های فوق برای درمان انواع مختلفی از بیماری های جسمی استفاده می شود. در این رشته بر نقش استرس و تأثیر آن بر روی بدن، بخصوص بر روی دستگاه غدد درون ریز تأکید می شود

. برای تسکین استرس تلاش می شود. با این امید که یا حالت بیماری تخفیف یابد یا توانایی بیمار برای تحمل حالت بیماری تقویت شود.

در یکی از مطالعات اثرات برنامه طب رفتاری بر علایم سندرم نقص ایمنی اکتسابی (ایدز) ارزیابی شد. گروه درمانی، آموزش هایی در زمینه پسخوراند زیستی، تصویرپردازی دهنی هدایت شده و هیپنوتیزم دریافت کردند.

نتایج نشاندهنده کاهش معنادار میزان تب، خستگی، درد، سردرد، تهوع و بی خوابی و افزایش قدرت و نیرومندی بود.

مطالعه دیگری در مورد فرجام روان شناختی و ایمنی برنامه کاهش استرس در بیماران دچار ملانوم بدخیم انجام گرفت.

نتایج این مطالعه نشاندهنده افزایش معنادار لنفوسیت های گرانولار بزرگ (Leu-7   با CD57) و سلول کشنده طبیعی (NK) همراه با نشانه هایی از افزایش فعالیّت سیتوتوکسیک NK بود.

همچنین در بیماران این مطالعه در مقایسه با بیمارانی که جزء این گروه نبودند سطح ناراحتی روان شناختی کمتر و روش های مدارای مثبت بیشتر بود.

بسیاری از کاربردای دیگر رفتار درمانی در مراقبت پزشکی به کار می روند. به طور کلی اکثر بیماران احساس می کنند از این مداخلات، بخصوص در زمینه توانایی مدارا با بیماری مزمن خود سود می برند.

نویسنده

دکتر آرمین هیربد

دکتر آرمین هیربد

دکترای حرفه ای پزشکی (MD)، دانشگاه علوم پزشکی تهران (۱۳۸۷-۱۳۹۵)

چرا باور داشته باشیم ؟

پایش و سنجش آنلاین نتایج درمان

نوبت دهی آنلاین

آزمون های آنلاین روانشناختی معتبر

امکان مشاوره آنلاین از طریق وب سرویس

ارتباط با درمانگران عضو باور

نسخه دارویی آنلاین و یادآور پیامکی

آزمون های روانشناختی

آخرین مقالات سایت